الشيخ محمد تقي بهجت
468
جامع المسائل ( فارسي )
غصب زمين و زراعت در آن مسأله 7 : اگر در زمين مغصوب ، زرعى يا غرسى نمود ، مزروع و مغروس ، در ملك زارع و غارس است ، و براى صاحب زمين ، كرايهء منفعت زمين است بر زارع و غارس بدون اذن مالك زمين ، و بر او است ازالهء زرع و غرس در صورت مطالبهء مالك ، و همچنين پُر كردن حفره ها و تفاوت زمين اگر نقصى در آن حاصل بشود به سبب زرع و غرس بعد از ازالهء آنها ؛ و اگر صاحب زمين ، قيمت زرع و غرس را بذل نمايد ، واجب نيست قبول آن بر غارس و زارع ؛ و اگر غاصب ، بذل اجرت منفعت زمين را نمايد تا ازاله ننمايد ، واجب نيست قبول آن بر مالك زمين . حفر چاه در زمين غصبى اگر غاصب ، حفر چاهى در زمين مغصوب نمود و حفر هم مأذونٌ فيه نبود ، بر او است پُر كردن چاه ، و جائز نيست تصرّف غاصب در پر كردن مگر با اذن مالك ؛ پس اگر به بقاء چاه راضى شد ، ضمان پر كردن ساقط است ؛ و اگر اختلاف در مباشرت پر كردن باشد ، مىتواند مباشرت با مالك يا مأذون او باشد و اجرت پر كردن از غاصب مطالبه شود ، كما اين كه غاصب با اثبات عدم فرق در مباشرت [ مىتواند ] خودش مباشرت نمايد و تأديهء اجرت ننمايد . فرض عدم امكان اخراج دابه مگر با هدم خانه مسأله 8 : اگر دابّهء مملوكه در مثل خانه اى قرار گرفت و ممكن نشد اخراج مگر با هدم خانه : پس اگر اين قرار به سبب عملى از صاحب خانه بود ، الزام به هدم و ردّ دابّه به مالك مىشود ؛ و احوط براى صاحب دابّه در صورت زيادتى ضرر هدم بر ضرر او ، رضا به جمع بين حقين است به ذبح حيوان مأكول با اخذ تفاوت يا اخذ بدل از غير مأكول از صاحب خانه اگر تائب شد از عدوانى اگر از او بوده باشد . و اگر به سبب او نبود بلكه به سبب صاحب دابه بود ، پس اگر راضى به غير هدم