الشيخ محمد تقي بهجت
461
جامع المسائل ( فارسي )
تذكر صنعتى يا علمى بعد از نسيان بعد از تعلم است . و همچنين غير صورتى كه زيادتى در صفت سابقه به حسب قيمت باشد بر آن چه ثابت است بعد از عود ، مثل زيادتى عود كننده اگر تلف بشود عين . مختار در مسأله و اظهر در محل بحث ، عدم ضمان صفت تالفهء عايده است و وقوع انجبار است به ملاحظهء صدق تأديه . و مضمون بودن سابقه ، مراعى به عدم عود است حين الردّ و حين الترقب ، و ذهاب ، موجب ضمان مراعى است ، و تجدّد نعمت در غير مثل فرض است كه در آن عود نعمت سابقه است . و لازمهء عدم انجبار ، تعدّد ارش است با ردّ موصوفه در صورت تكثّر ذهاب و عود در يد غاصب ، بلكه عدم انجبار است در آن چه از محل شك خارج دانستيم . و عرفيت عدم ضمان ، و عدم مخالفت شرع در معاملات و تغريمات و تضمينات ، على الصراحة ، كافى در انجبار محكىّ از « مبسوط » و « ارشاد » است كه مخالف عدم انجبار محكىّ از « تذكره » و « جامع المقاصد » و « دروس » است ؛ اگر چه از « تذكره » با حكم به عدم انجبار در سمن زائل عائد در يد غاصب ، حكايت منافى آن و انجبار در صحّت زائله به مرض و عايده در يد غاصب شده است . عود مثل زائله يا تجدّد صفت بالاتر و اما اگر عين آن صفت زائله عود نكرد ، و متجدّد شد در نزد غاصب ، صفتى كه قيمت آن مثل زائله يا ازيد از آن بود ، پس اظهر در فرض ، ضمان ارش ذاهبه و عدم انجبار به متجدّده و عدم استحقاق غاصب چيزى را به سبب متجدّده است ، چنانچه حكايت اجماع بر مختار شده است . تكرر ذهاب و عود يك صفت و اگر مكرر شد ذهاب و عود شخص يك صفت موجبهء زيادتى قيمت ، پس لازمِ مراعات مذكور ، انجبار و ضمان يك صفت زائله است فقط .