الشيخ محمد تقي بهجت

359

جامع المسائل ( فارسي )

است ، و شروط معتبرهء در وحشى ، در مستوحش هم معتبر است ؛ و اظهر عدم فرق بين ذبيحهء مأكول اللحم و غير مأكول اللحم است در حصول تذكيه و محصِّل آن در مستوحش ، و عدم فرق بين كلب و سهم است در قيام مقام ذبح ذبيحه اگر مستوحش بشود . و اگر جوجه را با سهم ، رمى كرد و كُشت حلال نمىشود ، چون ممتنع نيست ؛ و همچنين ارسال كلب براى حيوان غير ممتنع اگر او را كُشت . تقطيع صيد 6 - و اگر كلاب مرسَله تقطيع كردند حيوان ممتنع را قبل از زهاق روح يا بعد از آن و نرسيد به حيوان با حياة مستقره ، موجب حرمت نمىشود . و اگر رسيد به حيوان با استقرار حياة ، نمىتواند تقطيع نمايد قبل از ذبح شرعى ، بلكه حلَّيت ، موقوف به ذبح شرعى است . و اگر استقرار حياة ، محفوظ بود تا زمان رسيدن صاحب ، لكن تقطيع بعض اعضاء آن از كلاب سابق بود ، آن چه تقطيع شده ميته و بقيه كه مشتمل بر سر است بعد از ذبح شرعى حلال و پاك مىشود . و فرقى در اين جهت مذكوره ، بين ارسال كلاب و رمى به سهام نيست . و اگر تقطيع وارد بر ممتنع به توسط صيادها باشد با تسميه و به اين سبب ازهاق روح بشود - نه آن كه از امتناع خارج بشود با حياة مستقره ، كه متعين است ذبح شرعى - با همان سبب ، حلال و پاك مىشود . و اگر كلب مثلًا تقطيع كرد و پس از آن ازهاق روح كرد بقيه را ، آن قطعه پاك نمىشود و بقيه پاك مىشود ؛ و اگر صاحبش رسيد به بقيه با حياة مستقره ، ذبح شرعى مىنمايد و قطعهء سابقه پاك نمىشود . اعتبار استقلال در سبب محلَّل 7 - اگر رمى كرد صيدى را پس اصابت كرد لكن افتاد در آب يا ساقط شد از كوهى مثلًا پس زهاق روح او شد ، حلال نمىشود تا آن كه قطع نمايد كه سبب محلِّل ، مستقل در ازهاق روح او بوده .