الشيخ محمد تقي بهجت
350
جامع المسائل ( فارسي )
منوط به خارق بودن آن است اگر چه كمى باشد . و همچنين سلاحى كه بىسر تيز باشد يا آن كه اصابت به عرض كرده باشد اگر داخل گوشت شد اگر چه كمى باشد و قاتل شد ، حلال مىشود مقتول به آن . تير و نيزه و اظهر در مثل تير و نيزه ، حليت است با اتفاق اعتراض و عدم جرح و خرق اگر قتل با آنها با تسميه باشد ، و احوط وجوباً اقتصار بر صورت احتمال آن كه با تيزى خورده و با عرض نشسته باشد ، [ است ] . اعتبار حديديت پس بايد سلاح ، حديد محدّد باشد و سر تيزى داشته باشد اگر چه اتفاقاً پاره نكند بدن را بلكه به عرض اصابت نمايد لكن پيكان دارد ، مثل تير و نيزه و تيغ و كارد ، و احتياط مذكور رعايت شود ؛ يا آن كه آلتى باشد كه پاره كند اگر اصابت با تيزى سر بكند و به عرض اصابت نكند ؛ و مجرد قتل با ثقل در مثل عمود حديد ، كافى نيست . و اعتبار حديد در هر دو قسم در حال اختيار احوط است ، لكن مسمّاى به « معراض » كه پيكان ندارد و محدّد و قابل خرق است اگر چه چوب باشد و خرق نمايد ، پاك و حلال كننده است ، و ظاهراً خرق آن به جهت اصابت به آن طرفى است كه محدّد است ، نه اصابت به عرض از محدّد ؛ و اگر به مجرد فشار و ثقل داخل شود ، مشكل است . تفنگ و بندقه و سنگ و ساچمه و سلاح معروف به تفنگ كه آهن دارد و خرق مىنمايد كافى است در تذكيه در صورتى كه گلوله مثل مدوّر نباشد ، بلكه محدّد باشد كه با تيزى سر آن پاره كند نه با فشار يا حرارت . و در بندقه ( و آن گلولهء گلين و مانند آن است كه مىاندازند ) و سنگ ، اظهر عدم حلَّيت است اگر چه خرق نمايند ؛ و همچنين آهنى كه با ثقل يا فشار ( مثل عمود ) خرق نمايد . و اما آهن مدوّر مثل معروف به ساچمه اگر خرق و جرح نمايد پس