الشيخ محمد تقي بهجت

32

جامع المسائل ( فارسي )

فصل هفتم رجوع به نكاح نحوهء حصول رجوع و حاصل مىشود رجوع بهر چه دلالت بكند بر رد نكاح سابق ، از قول صريح مثل « راجعتكِ إلى نكاحى » ، يا ظاهر مثل « رددتكِ إلى نكاحى » و نحو اينها ، اگر چه در إفهام ، محتاج به قرينهء موجودهء لفظيّه يا حاليّه باشد ؛ و همچنين افعالى كه دلالت داشته باشد بر آن ، مثل وطى و تقبيل و لمس با شهوت كه دلالت دارد بر التزام به آثار نكاح قبلى با التفات به وقوع طلاق سابق ، كه قصد اين افعال ملازم قصد رجوع است . و اعتبار قصد انشاى رجوع به قول يا فعل ، احوط است . و انكار طلاق در صورتى كه محمل صحيح عقلائى آن غير رجوع نباشد ، مثل وطى ملتفت به طلاق ، محمول بر رجوع مىشود ؛ و در صورتى كه معلوم باشد صدق اعتقادى او ، مثل وطى ناسىِ طلاق ، رجوع نمىشود بنا بر اظهر . و اشهاد ممكن در حال رجوع يا بعد از آن واجب نيست ، بلكه مستحب است . و در انشاى رجوع معلَّق بر مشيّت زن ، يا مجيء اوّل ماه ، و تاثير آن در رجوع با مشيّت زن ، و در وقت اوّل ماه ، و عدم تاثير چنانچه به مشهور منسوب است تأمل است ، رعايت احتياط مناسب ترك نشود . ارتداد زوجه يا زوج اگر طلاق داد زن را به طلاق رجعى ، پس مرتد شد آن زن به كتابى شدن يا غير آن پس رجوع كرد در عده پس عود كرد به اسلام در عده ، اگر مراعى است ثبوت زوجيّت به عود در اسلام در عدّه و كاشف شد از زوجيّت سابقه ، پس زوال به طلاق متعقّب به