الشيخ محمد تقي بهجت

300

جامع المسائل ( فارسي )

حلف بر گوشت نخوردن اگر حلف كرد گوشت نخورد ، گوشت طيور و ماهى و ملخ داخل مىشوند بنا بر اظهر ؛ و اگر حلف كرد شحم ( يعنى پيه ) نخورد ، به هر چه صدق نمايد و صدق لحم ننمايد شامل است بنا بر اظهر . لزوم اخذ به آن چه قسم كنايه از آن است 7 - اگر بگويد در حلف : « لا ذقتُ هذا » اظهر كنايه بودن از اكل است ، و به مجرّد مضغ و دور انداختن حنث نمىكند . فرض استهلاك و عدم استهلاك متعلق قسم 8 - اگر گفت در حلف : « لا أكلتُ سمناً » يعنى روغن را ، به هر كيفيّتى تناول نمايد حنث واقع مىشود مگر آن كه مستهلك عرفى در طعام بشود و متميز نباشد ، و فرقى بين جامد و آب كرده اش نيست . و اگر بگويد : شير را نمىخورم ، منجمد و غير آن داخل است ، و روغن و پنير و كره خارج است ؛ و فرقى در داخل ، بين حليب و لباء و رائب و مخيض نيست . تبديل متعلق قسم ، مثل گندم به آرد 9 - اگر در حلف گفت : « گندم را نمىخورم » خوردن آرد آن را حنث نمىشود ؛ و اگر گفت « اين گندم را » مبنىّ بر تقديم توصيف بر اشاره است . لكن اظهر حنث است مطلقاً يعنى با اشاره و بدون آن ( بخلاف رطب و اين رطب ) مگر با قرينهء بر خلاف يا قصد خلاف آن چه استظهار شد ؛ و تغييرات صفتى بلكه ذاتى به استحاله ، كليّت ندارد حكم صورت اشتمال بر اشاره و عدم آن ، بلكه تابع استظهار و وجود قرائن است ، مثل آن كه متعارف در اكل حنطه غالباً خبز است ، يا غرض قائم در رفع جسمى به اعم از صورت نوعيّه متعلَّق باشد . و ممكن است بين تغييرات ، فرق باشد مثل تخم مرغ و جوجه كه شبيه به رطب و خرما است ، و دانه و زرع كه شبيه به آرد و نان نيست مگر با قرينهء بر خلاف يا قصد