الشيخ محمد تقي بهجت
279
جامع المسائل ( فارسي )
آن چه ذكر شد ، در صورت بذل جعل غير معيّن ، ثابت است كه مقتضاى قاعده ثبوت اجرت المثل است ، و كلام در استثناء آبق و شتر مذكور شد . فرض عدم جَعلِ جُعل با استدعا و اگر با استدعاء ، جعل قرار نداد : پس اگر ظاهر عبارت ، مجانيّت يا معوّض بودن است ، معلوم است حكم آن ؛ و گر نه اظهر معوّض بودن ، يعنى استحقاق اجرت المثل است ؛ و در صورت استحقاق ، اظهر جريان تفصيل بين آبق و بعير و غير آنها است به نحو متقدّم . و اگر بدون استدعاء ، تحصيل و ردّ نمود ، مستحق اجرت المثل نيست مگر با كشف اذن از شاهد حال و نحو آن از امارات . اشتراك جماعتى در اتيان ، و نحوهء استحقاق 3 - اگر بگويد : « من ردّ عبدي فله دينار » پس جماعتى با هم ردّ نمودند ، مجموع ، مستحق يك دينار مىشود و بالسويه تقسيم بر آنها مىشود ؛ و اگر تفاوتى در عمل آنها فرض مىشود ، در توزيع ، به نسبت تفاوت ، تقسيم مىشود . اگر بگويد به جماعتى : « من ردّ عبداً من عبيدي فله دينار » پس هر يك عبدى را ردّ نمودند ، هر كدام مستحق يك دينار مىشوند ، چه در يك زمان ردّ نمايند يا مختلف . و همچنين اگر بگويد : « من دخل داري ، فله دينار » در صورتى كه دخول دار ، عملِ نافع براى جاعل باشد كه مقابلهء آن با جُعل ، عقلايى باشد . و اگر بگويد : « من دخل داري فله هذا الدينار » شخص آن دينار تقسيم بر آنها مىشود به نحو متقدّم . و همچنين در مسألهء ردّ يكى از عبيد اگر جُعل ، مشخص باشد در خارج و همه با هم ردّ نمودند هر كدام يك عبد را ؛ و اگر مختلف باشد زمان ردّها ، اظهر مراعى بودن استحقاق رادّ اوّل [ است ] تمام دينار را به عدم ردّ بقيه در زمان مترقّب مفهوم از كلام جاعل . جعل براى سه نفر 4 - اگر از براى هر يك از سه نفر جعلى قرار داد با تفاوت ، و با اجتماع انجام دادند بدون تفاوت در عمل ، براى هر كدام ثلث جعل مخصوص به او است .