الشيخ محمد تقي بهجت
257
جامع المسائل ( فارسي )
توارث بين متصادقين و مقِرّ و مُقَرّ به است كه ظاهراً اصل آن مسلَّم است و تعدى مورد اختلاف است . و صغير از ولد غير صلبى ، مثل كبير ولد است در صورت تصديق بعد از كبر صغير كه در همهء اينها خروج از محل اجماع است كه توارث بين خصوص متصادقين و عدم ثبوت تعديه مثل ولد صغير صلبى است . انكار اقرار به اخوت توسط يكى از سه برادر فرع : اگر اقرار كرد يكى از دو فرزند ميّت ، به ولد ديگر براى ميّت ( و هر سه از ذكور بودند يعنى متساوى در ارث بودند ) و فرزند ديگر انكار نمود ، براى منكر ، نصف ميراث و براى مقر ، ثلث است و براى مقرٌّ به سدس است . اقرار زوجه به ولد براى ميّت فرع : اگر براى ميّت اخوه و زوجه باشد پس زوجه اقرار كرد به ولدى براى ميّت ، براى زوجه ثُمن است و بقيه ، مال ولد است با تصديق اخوه ؛ و اگر انكار كردند و ثابت نشد نسبت ولد ، براى اخوه سه ربع است و براى ولد ، تكملهء ارث زوجه كه سدس باشد ، ثابت است . و اين دو فرع ، از موارد وجود منازع است كه بايد با بيّنه ثابت بشود نسب آن كه مورد نزاع است . اقرار شخصى به بنوّت صبى مجهول النسب بعد از وفات وى اگر صبى مجهول النسب وفات نمود پس شخصى اقرار به بنوّت او كرد نسب ثابت مىشود و براى مُقِرّ است تمام مال او اگر چيزى داشته و وارث ديگرى نباشد كه نسب او محفوظ و ثابت باشد . و مقتضاى وجود شروط متقدّمه ، ثبوت نسب است در استلحاق عبد يا امهء غير با تصديق كبير و عدم منازع ؛ و همچنين استلحاق غير صاحب فراش ، آن كه را كه منتفى به لعان از صاحب فراش شده است ؛ و همچنين استلحاق مملوك كبير خود با تصديق و عدم منازع در نسب ؛ و در صورت عدم تصديق اگر چه تكذيب نباشد ؛ ثابت نمىشود ، چنانچه گذشت .