الشيخ محمد تقي بهجت

23

جامع المسائل ( فارسي )

تحقق طلاق است در زمان خودش ، پس در صحّت ، تأمل است و ظاهر اطلاق كلمات فقها در تعليق ، بطلان است . اگر بگويد « أنت طالق لرضا فلان » پس در لام تعليق باطل است به نحو متقدّم ، و در لام غايت صحيح است . و همچنين دو معنى در صورت كسر همزه و فتح آن در « أنت طالق ان دخلت الدّار » . و اعتبار به قصد طلاق دهنده است و حتى آن كه با قصد تعليق در فتح و تعليل در كسر حكم مقصود مرتّب است ؛ و نزد جاهل كشف اراده با ظهور لفظ مىشود ، پس حمل بر تعليق با كسر ، و تعليل با فتح مىنمايد . اگر بگويد : « أنا منكِ طالق » ، ظاهر بطلان است مگر بنا بر كفايت كنايه . و اگر بگويد : « أنت طالق نصف طلقة » ، باطل است مگر با تجدد قصد در ضميمه . ادّعاى سبق لسان اگر بگويد « أنت طالق » بعد بلا فاصله بگويد ، سبقت لسان بود به تبديل مثل « طاهر » به « طالق » ، در ظاهر قبول مىشود اگر چه در طلاق بائن باشد ، و در باطن محكوم به واقع است ، پس حلال واقعى نيست بر او آن زن مگر با صدق واقعى در دعواى مخالف عقيدهء زن . و محتمل است جريان اين حكم در دعواى زوج قبل از انقضاى عده ، و در دعواى عدم قصد معنى از لفظ مقصود . حكم بعض گونه هاى بيان صيغه اگر بگويد « يدكِ طالق » يا مثل يد از سائر اجزاء ، در ظاهر واقع نمىشود مگر با ارادهء جمله از بعض با قرينه ، و گر نه طلاق واقعى ، دائر مدار قصد واقعى ذات مطلقه است از عبارت مذكوره . اگر بگويد « أنت طالق قبل طلقة » يا « بعدها طلقة » يا « معها يا عليها طلقة » يا « مع طلقة » ، اظهر صحّت يك طلاق است ؛ بخلاف آن كه بگويد « طالق بعد طلقة » او « قبلها طلقة » ؛ مگر آن كه در سابق طلاقى داده بوده و بعد از رجوع يا نكاح خواست طلاقى بدهد و گفت « طالق بعد طلقة » كه صحيح خواهد بود طلاق متاخر ايضاً .