الشيخ محمد تقي بهجت
225
جامع المسائل ( فارسي )
نحو حقيقت ، قبول مىشود ، مثل آن كه بگويد : « مرادم آن بود كه براى مُقَرّ له جزئى است كه قيمت آن مائة است » . و اگر صدق ننمايد با آن تفسير ، اقرار به اين كه « له علىّ » به نحو حقيقت ، بلكه به نحو مجاز صدق بنمايد ، پس در متّصل قبول مىشود و قرينهء مجاز مىشود ؛ و در منفصل در اين مقام ، قرينهء مجاز قبول نمىشود كه انكار بعد از اقرار ، صادق است . و در مورد قبول اگر مُقَرّ له انكار نمايد واقعيّت مُقَرّ به را ، قول مُقِرّ با يمين او مقدّم است نسبت به سلب از مُقِرّ نه اثبات براى مُقَرّ له ، بلكه معاملهء مجهول المالك به نحو متقدّم در نظيرش مىشود . اقرار به « فى » يا « من » 10 - اگر بگويد : « له فى ميراث ابى » يا « من ميراث ابى مائةٌ » ، اقرار است به مائة ؛ و همچنين در امثال اين عبارت از سائر لغات . و اگر بگويد : « فى ميراثى من ابى » ، يا « من ميراثى من ابى » ، پس مشهور با اين تعبير معاملهء وعد به هبه مىنمايند و معلَّل به تناقض شده است بين اقرار و اضافه به مقر ، لكن اتّصال قرينه ، مانع از تناقض است و موجب حمل بر اضافهء فى الجمله يا اضافهء لو لا الاقرار به نحو كمال ؛ و اظهر عدم فرق است بين دو عبارت متقدّمه چنانچه از « مختلف » و كركى ( قدس سرهما ) محكىّ است . و همچنين اگر بگويد : « له الف من هذه الدار » ، اقرار است ، و اگر بگويد : « له الف من دارى » ، اقرار نيست به جهت تناقض متقدّمه با مناقشهء متقدّمه . و روى تناقض مذكور اگر بگويد : « له فى مالى الف » ، قبول نمىشود و مناقشه وارد است ، و تفرقه بين « مالى » و « دارى » ضعيف است وجه آن . و اگر بگويد : « بسببٍ واجبٍ » يا « بحقٍّ واجبٍ » يا « بسببٍ صحيحٍ » و نحو اينها ، متأكد است آن چه استظهار كرديم . و اگر دو كلام متناقض به حسب حكايت از مشهور به طور انفصال و تعاقب ذكر شد ، پس اقرار نافذ است و ظاهر در رجوع ، و انكار بعد از اقرار مسموع نيست .