الشيخ محمد تقي بهجت

212

جامع المسائل ( فارسي )

عطف به بل اگر عطف به « بل » كرد بين متغايرين مختلفين يا متفقين يا تداخل ، اظهر اعتبار اقرار در اخير و ما بعد « بل » است ، و احوط جمع است مگر در متداخلين كه اكثر كافى است ، متقدّم از « بل » باشد يا متأخّر . تكرار و در تكرار محض بدون مغايرت ، يكى از مكررها كافى است بر تقدير صحّت عبارت و حمل بر تأكيد ، نه مغايرت ملزمه تعدّد . و اگر اختلاف به اطلاق و تقييد يا عموم و خصوص بود و در مقدار و وصف متحد بودند مثل : « له درهم بل هذا الدرهم » يا به عكس ، حمل بر واحد متخصص يا متقيّد مىشود ؛ يا : « له درهم بل درهم بغلىّ » يا به عكس ، اقرار به درهم بغلىّ مىشود ؛ و گذشت اظهريت اخذ به اخير . و اگر در قدر مختلف بودند و يكى از مقدّم يا مؤخر از « بل » ، معين بود ، اقرار در اخير ملزِم است چنانچه گذشت ، و احوط صلح است . جمع بين مختلفين اگر جمع كرد در اثبات بين مختلفين در كمّيّت با تعيّن هر دو ، اظهر لزوم اخير است ، و احوط صلح به جمع است ، مثل آن كه بگويد : « له هذا القفيز من الحنطة ، بل هذان القفيزان من الشعير » . و اگر حرف « بل » بعد از نفى بود ، اقرار تعلَّق به ما بعد « بل » مىگيرد و لازم مىشود در جميع صور ؛ و همچنين كلمه « لكن » كه بعد از نفى فقط واقع مىشود . و اظهر در مثل « له علىّ عشرة لا بل تسعة » ، موافقت در حكم با صورت تأخّر « بل » از نفى است ، و احوط صلح به زائد است و در مختلفين به جمع . جريان احكام سابقه در وصايا و عهود و در وصايا و عهود ، جارى است آن چه در اقرار گذشت . اگر اقرار كرد براى ميّتى به مالى ، لازم است بر او دفع به وارث او . و اگر گفت وارثى