الشيخ محمد تقي بهجت

202

جامع المسائل ( فارسي )

4 - زوال رقّ به عوارض پس در مواضعى است : از آن جمله : عمى و جذام و اقعاد يعنى ابتلاء مملوك به كورى و مرض خوره و زمين گيرى ، و اين متفقٌ عليه و منصوص است . و در تنكيل مولى به عبد ( به قطع لسان يا انف يا گوشها يا لبهاى او يا مجبوب كردن عبد يا خصىّ نمودن او ) خلاف است ، و اقرب انعتاق است ، چنانچه اشهر است . و ظاهر عدم فرق است در عوارض متقدّمه ، بين آن كه به فعل خدا باشد يا عبد يا غير ؛ و تنكيل ، مخصوص به فعل مولى است ؛ و در ابعاض عضو واحد اگر قليل باشد ، تأمّل است ، و مقتضاى استصحاب ، عدم انعتاق است مگر با اشتراك با كل در قبح منظر . و اگر مملوك ، بعض عبد [ بود ] پس تنكيل او موجب انعتاق بعض است . و در سرايت و تقويم بقيّه بر مالك شريك ، اشكال متقدّم جارى است ؛ و محتمل است ضمان نصف ارش عيب حادث به فعل مولى ، براى شريك باشد . اسلام عبد و از آن جمله اسلام عبد است قبل از مولى در دار الحرب با خروج به سوى مسلمين قبل از مولى ؛ و اكتفاى به تحقّق اسلام سابق بر مولى دور نيست . دفع قيمت توسّط قريبِ منحصر در وراثت و از آن جمله دفع قريب ، قيمت عبدى را كه وارث منحصر او است و غير او وارث ندارد ، به مولاى عبد ، اگر چه به صورت اشتراء و عتق بعد از اشتراء انجام بگيرد ؛ و با آن منعتق مىشود قهراً بر مشترى قريب يا بر مولى به دفع قيمت بدون توسط شراء ، يا آن كه خريده مىشود و اعتاق مىشود به مباشرت مشترى از روى اختيار ، به نحو مذكور در كتاب « ارث » . و مىشود كه تدبير و مكاتبه و استيلاد ، سبب عتق باشند در صورت اجتماع شروط آتيه در هر كدام ، كه از آن جمله در سببيّت استيلاد : موت مولى با حيات ولد و وارثيّت