الشيخ محمد تقي بهجت
33
جامع المسائل ( فارسي )
[ كتاب الصلح ] فصل اوّل معناى صلح و شرايط آن معناى صلح « صلح » عبارت است از : « تسالم و سازش به امرى در مقام دفع يا رفع نزاعِ محقّق يا محتمل ، يا در مقام اخذ نتيجهء بيع يا اجاره يا هبه يا نحو اينها . » برخى شرائط و كيفيات مورد بحث در صلح [ بحث اول برخى شرائط در صلح ] و نفوذ عقد صلح ، فى الجمله تاثير آن در آثار تكليفيه و وضعيّه ، اجماعى است و اختلاف ، در بعض امورى است در آن : 1 - اشتراط سبق نزاع از آن جمله مشروط بودن به سبق مخاصمه است . و اظهر عدم اشتراط است چنانچه نقل اتفاق ما بر آن شده است در محكى « رياض » به جهت صدق مفهوم با جهالت بدون نزاع و با توقع نزاع بدون جهالت ؛ و تحقق صلح در مورد تنازع ، مستلزم افادهء تحقق آن بدون نزاع است به اولويت ، زيرا تركَّب صلح در مفهوم آن در تقدير تسلم از نزاع و عدم و وفاق و از وفاق با نزاع سابق يا متوقّع ، موجب اعتبار در نفوذ به جهت وفاق است ، نه به جهت خلاف يا به دخالت آن در مفهوم ، به آن جهت كه موضوع نفوذ است ؛ و بعض روايات خاصه كه اشاره به آنها مىشود شهادت دارند به واسطهء تقييد واقع در آنها ؛ و سبق نزاع ، موجب ضروريت صلح است ، نه اصل مشروعيّت و نفوذ ، با ندرت مورد خلو از توقع نزاع يا اطلاع به منشأ آن يا جهالت يا انكشاف جهل به مهمّ كه در همهء اينها صلح صادق است . و بر تقدير عدم صدق ، كافى است عموم دليل وفاى بر عقود ، و دليل تجارت در مورد