الشيخ محمد تقي بهجت

13

جامع المسائل ( فارسي )

استصحاب ، اوّل است در فرض عدم امارهء ديگر . راههاى اثبات بلوغ بلوغِ به سن ثابت مىشود : به علم از هر سببى باشد ؛ و به شهادت عدلين ؛ و به شياع مفيد علم يا اطمينان . و در اخبار صبىّ يا صبيّه ، تأمل است ، اظهر عدم ثبوت بلوغ به سن يا غير آن است مگر در صورت افادهء اطمينان . و قاطعيت اخبار والدين استصحاب را در صورت عدم افادهء اطمينان ، خالى از وجه نيست . خنثاى مشكل اگر منى از هر دو فرج خارج بشود ، حكم به بلوغ او به سبب احتلام مىشود ؛ بخلاف خروج از خصوص يك فرج كه محتمل است زائد بودن آن و عدم خروج منى از معتاد او در تقديرى . و همچنين حكم به بلوغ مىشود به سبب خروج منى از فرج مرد و ديدن خون حيض از فرج انثى ، به جهت تحقق علامت بر تقدير مرد بودن در واقع يا زن بودن . و لكن به سبب خروج منى از دو فرج چنانچه ذكر شد معاً يا بنحو تعاقب ، حكم به بلوغ مىشود بدون تعيين مبدأ در صورت تعاقب و بدون تعيين مرد و زن بودن . پس اگر از خنثاى مشكل منى از فرج مرد و حيض از فرج زنها خارج شد ، علم به بلوغ حاصل مىشود ، چنانچه مذكور شد . و اما تعيين و رفع اشكال به سبب آن است كه حيض ممكن نيست از مرد ؛ پس علم به حيضيّت ، مستلزم علم به زن بودن است ، و علم به منى بودن ، منافى با آن نيست ، چون منى از هر دو خارج مىشود . و موضع هم نه شرط علم است و نه منافى با علم است . و همچنين اگر بعد از نه سال منى از فرج مردى خارج بشود كه اگر زن باشد به سن بالغه است و اگر مرد باشد به احتلام بالغ است در تقدير امكان امناى مرد و احتمال بلوغ مرد در اين سن . تحقق و عدم تحقق اوصاف منى با علم به منى بودنِ خارج در اين مقام ، اعتبارى به اوصاف منى نيست ؛ پس با فاقد آنها ،