الشيخ محمد تقي بهجت
11
جامع المسائل ( فارسي )
و آن اماره است بر اعم از مقارنت و سبق ؛ و با عدم آن استصحاب حاكم است در صورت عدم علم ، يعنى رجوليّت و ضد آن ، قابل تعلق علم به آن است بدون هيچ يك از علائم ، بلى معرضيّت خروج چون مراتب دارد ، موجب يقين نمىشود و ممكن است با ضمائم ديگر ، يقين حاصل شود . فرض عدم يقين و اطمينان به بلوغ و اگر يقين و اطمينان نباشد پس حكم به بلوغ نمىشود تا آن كه بالفعل از محل معتاد خارج نشود مگر با معرضيّت خاصه كه مذكور شد ، يعنى قدرت بر مواقعه كه ملازمت غالبيّه با انزال دارد . و فعليّت متلازمين يا معرضيّت آنها بنحو متقدّم امارهء رجوليّت است كه مراد از بلوغ صبىّ است ؛ پس بايد تحقق اين علامت در وقت احتمال بلوغ ، يعنى حدّ رجوليّت يا زن شدن بوده باشد . و همچنين حامل بودن زن اگر چه بدون وطى باشد ، و بدون علامت ديگر اخص از احتلام است ، يعنى متاخر است از احتلام محتلم زماناً پس دليل بر اعم از سبق است . و حاصل آن كه همه اماراتْ علامت اعم از سبق و مقارنت چه زمان باشد ، يعنى سن خاص ، يا زمانى از قبيل انبات و احتلام . و قبل از تحقق اينها ، حكم به استصحاب مىشود مگر آن كه علامت ديگرى باشد يا آن كه علم حاصل شود . و ظاهر اين است كه خروج معلوم از منى ، موجب قطع به بلوغ است و اين كاشف و مكشوف و كشف ، امر واقعىِ عرفى است كه شرع تنبيه و تقرير فرموده است ؛ پس با فرض علم مذكور ، محلى براى اعتبار خروج از محل معتاد نيست ، زيرا فرض خروج مذكور ، مستبعد است . و بر تقدير تحقق مثل آن كه محل خروج كه رأس قضيب است به سببى مسدود باشد و محلى از عانه مكشوف باشد و حركت منى به سببش از مبدأ تا عانه معلوم باشد و خروج از عانه و انسداد محل معتاد همه معلوم باشد - ، دلالت مىكند . و همچنين تكوّن ولد از آن ، از جملهء معرِّفات است نه از شروط چنانچه در كبار از مردم در هيچ حكم عرفى و شرعى معتبر نيست . و همچنين وقت محتملْ مقدميّت دارد