الشيخ محمد تقي بهجت
69
جامع المسائل ( فارسي )
پس خشكيدن طرفى كه آفتاب بر خود آن نتابيده لكن به واسطه تابيدن بر طرف ديگر ، خشك شده ، آن را پاك نمىكند . و منقولاتى كه در اصل ، از زمين بوده لكن بالفعل ، نقل شده از آن مثل كوزه و تسبيح و مهر و نگين با آفتاب پاك نمىشود ؛ و آن چه از زمين است و از آن شمرده مىشود چون ريگ و پاره سنگ و مانند اينها از هر چه قابل نقل باشد لكن بالفعل از زمين شمرده مىشود ، به آفتاب پاك مىشود . استحاله چهارم : از مطهِّرات « استحاله » است . و آن عبارت است از اين كه جسم نجسى برگردد به يكى از اشياى طاهره ؛ پس هر نجسى كه به سوختن ، خاكستر يا دود و يا بخار شود ، پاك مىشود ، خواه آن نجس در اصل ، نجس باشد ، يا به سبب ملاقات با نجاسات نجس شده باشد . و بخارى كه از چيز نجس برخيزد ، پاك است اگر چه آن به سبب سوختن با آتش نباشد ؛ و عرقى كه از آن به هم رسد يعنى عرق نجس يا متنجّس نجس است . و همچنين است اجزاى دُهنيّه كه از دود مجتمع مىشود ، على الأحوط . و هر گاه خشت خامِ نجس ، به پختن ، آجر شود يا سنگِ نجس به پختن ، آهك شود يا گچ شود ، هيچ يك پاك نمىشود و بر نجاست خود باقى « 1 » است .
--> « 1 » على الأحوط ، و همچنين رعايت احتياط شود در تيمّم به مذكورات طاهره ، به جمع بين تيمّم به آنها و به متأخّر از زمين . انقلاب و از جمله مطهِّرات ، « انقلاب » است ، مانند انقلابِ شراب به سركه ، در صورت عدم ملاقات با نجاست خارجيّه . و چون [ حال آن ] معلوم شد از بيانات سابقه در متن ، در عداد مطهِّرات ذكر نشده است . و فرقى بين انقلابِ به نفس ، يا به علاج به باقى بعد از انقلاب يا غير باقى از مايع يا جامد ، نيست على الأظهر ، چنان كه گذشت . و همچنين است طرح اجسام طاهره براى غير علاج از ساير اغراض ، على الأظهر .