الشيخ محمد تقي بهجت

59

جامع المسائل ( فارسي )

و نافهء مشكى كه از آهوى زنده جدا مىشود ، پاك است ؛ « 1 » و امّا اگر از آهوى مرده باشد ، پس در آن اشكال است و احوط اجتناب است ، لكن نافه اى كه از دست مسلم گرفته شود ، پاك است ، اگر چه قطع حاصل نشود كه آن از آهوى زنده ، منفصل « 2 » شده است . و جزئى كه در آن حيات حلول نمىكند ، مانند شاخ و استخوان و مو و غير اينها ، پاك است . و تخمى كه از شكم ميتهء مرغ بيرون آيد پاك است اگر پوست روى أو سخت شده باشد « 3 » ، خواه از حرام گوشت باشد يا غير آن ؛ بلى هر گاه ملاقات نموده باشد با ميته در

--> « 1 » به انفصال يا اخذ بعد از استكمال كه علامت استقلال و خروج از جزئيّت است على الأظهر ؛ و همچنين است منفصل بعد از موت ، يا مأخوذ از ميّت بعد از كمال على الأظهر ؛ و در غير اين صورت ، فارهء نافه ، محكوم به نجاست است . و احتياط در مشكى كه محتمل است انجماد آن بعد از حكم به نجاست فارهء ملاقيهء آن باشد ، ترك نشود در غير مأخوذ از سوق مسلم يا يد مسلم ، و اللَّه العالم . و در صورت شكّ در حال نافه « در حين اخذ ، ممكن است حكم بنمايد به استصحاب عدم مخصّص از حكم عمومىِ جزء مبانِ از حىّ يا ميّت اگر معارض شود به استصحاب عدم قطع تا زمان كمال ، كه معارضِ استصحاب عدم كمال إلى زمان القطع است در مجهولَىِ التاريخ . و در تقدير معارضه با عدم جريان به جهت مثبتيّت با فرض عدم خفاى واسطه مرجع « اصالة الطهاره » است نه « اصالت عدم التذكيه » ، كه در غير مذكّى يقيناً حكم به طهارت مىشود « 2 » بلكه اگر قطع حاصل نشود كه از قسم محكوم به طهارت است ، چنانچه ذكر شد در حاشيه سابقه . « 3 » تقييد ، مبنى بر احتياط است در صورت صدق بيضه بدون قيد عرفاً و مانعيّت جلد رقيق از سرايت نجاست ميته . و رفع نجاست عَرَضيّه در صورت حكم به طهارت ذاتيّه ، محتاج به شستن جلد است .