الشيخ محمد تقي بهجت

42

جامع المسائل ( فارسي )

ج بر نجاست خود باقى است و مسّ آن ، موجب غُسل است على الأحوط « 1 » . س هر گاه به جهت ممكن نشدن اين كه مسلم غسل بدهد ، كافرى به فرمان دادنِ مسلم ، غُسل داده باشد ، آيا نجاست باقى است [ يا نه ] ؛ و در مسّ أو ، غسل لازم ، است يا نه ؟ ج بلى نجاست أو باقى است ، و مسّ أو موجب غُسل است على « 2 » الأحوط اگر چه بر فرض صحّت غسل ، اقوى طهارت و عدم ايجاب غسل است . س هر گاه سدر و كافور يافت نشود و هر سه غسل را به آب قراح داده باشند ، آيا نجاست أو باقى است و مسّ أو موجب غسل است يا نه ؟ ج اظهر عدم وجوب اجتناب و عدم لزوم غسل است اگر چه احوط است . غليان آب انگور ، كشمش و خرما س اگر شراب برگردد سركه شود به خودى خودش يا به علاج ، مثل آن كه نمكى داخل آن بكنند يا غير آن ، طاهر است يا نه ؟ ج در صورت استحاله به سركه به خودى خود ، پاك است ؛ و امّا در صورت ثانيه هر گاه عين آن علاج ، باقى است ، احوط اجتناب است ، اگر چه اقوى عدم است « 3 » . س اگر كسى شك داشته باشد در انگور بودن و غوره بودن ، آيا عصير چنين چيزى ، به مجرّد جوش آمدن ، حرام و نجس مىشود يا نه ؟

--> « 1 » لكن اظهر ، طهارت به تيمّم از خبث و حَدَث است ؛ پس مسِّ تيمّم داده شده ، موجب غَسل و غُسل نيست . « 2 » اظهر طهارت است مطلقا چنان كه تقويت فرموده است . « 3 » و همچنين در صورتى كه طرح براى علاج نباشد ، بلكه براى ساير اغراض مطلوبه مثل خوش طعم شدن سركه باشد على الأظهر . و در مطروحِ للعلاج ، فرقى بين جامد و مايع و ما يبقى و ما لا يبقى و ظاهر آن و باطن آن ، نيست على الأظهر و همچنين مطروحِ لغير العلاج على الأظهر .