الشيخ محمد تقي بهجت

606

جامع المسائل ( فارسي )

فصل سوّم طُرُق ثبوت هلال س علامات دخول ماه رمضان را بيان فرماييد ؟ ج علامات ، چهار چيز است : اول : « ديدن هلال » هر چند ديگرى نديده باشد . دوم : « گذشتن سى روز » از هلال شهر « شعبان » ؛ و همچنين هلال ماه « شوال » ، معلوم مىشود به گذشتن سى روز از هلال شهر « رمضان » . سوّم : « شهادت عدلين » است مطلقا ، اگر موافق باشند در شهادت در وصف هلال و شهادت بدهند به ديدن « 1 » .

--> « 1 » اظهر ، اكتفا به « شهادت » يكى به ديدن اول رمضان و ديگرى به ديدن قبل از سى روز ، و همچنين در شوال براى روزى كه توافق در آن ، كافىِ يقينى است . و در وجوب استفصال از اوصاف ، تأمّل است . ( ثبوت هلال به حكم حاكم شرع ) و اظهر ثبوت هلال است به حكم حاكم شرع ، اگر چه مستند به علم باشد ، چنان كه اظهر ثبوت به شهادت است اگر چه نزد حاكم نباشد ، يا نزد أو مردود شود . ( اشتراك افق ) و اما مقدار حجيّت شهادت به حسب اماكن بعيده ، پس اظهر حجيت آن است بر جميع كسانى كه قاطع باشند كه اگر مثلًا اولِ شبِ جمعه ، در مكانى ديده شود ، اول شب جمعهء مكان بعيد ، ديده شده يا مىشود در صورت عدم مانع سماوى يا ارضى ( بدون فرق بين شرقى و غربى ) ؛ و اگر مقطوع نباشد اين مطلب و به حكم مقطوع نباشد ، هر بلدى محكوم به حكم خود است به حسب رؤيت و عدم آن . ( امكان حصول علم به محاسبهء اهل فن و جواز مراجعه به آنها ) و ممكن است حصول علم به سبب اطلاع كامل به جغرافياى بلاد و محاسبات وقت غروب آفتاب و طلوع ماه على الدّقه و مراجعهء به اهل خبرهء اين امور ؛ و اما بلاد متقاربه و متباعده ، پس حدّى براى آنها مذكور نيست ، و ممكن است كه مراد ، كمىِ تفاوت در وقت غروب آنها باشد . ( يوم الشك ) مسأله : « يوم الشك » بالنسبة به احكام واقعيهء مشكوك ، مورد استصحاب شهر سابق است تا زمان علم بخلاف به سبب رؤيت هلال در غروب يا بيّنه بر رؤيت در آن وقت در نفس مكان مكلَّف ، يا مكانى كه رؤيت در آن ، ملازم رؤيت در مكان مكلَّف است ؛ مثل آن كه در شرق ، رؤيت ثابت بشود كه مستلزم رؤيت در غرب است بعد از زمانى ، در صورت اشتراك دو مكان رؤيت در صدق رؤيت در شب شنبه مثلًا . و همچنين اگر در غرب ، رؤيت بشود نسبت به شرق با عدم فاصله كثيره ، مثل زمانى كه در امكان رؤيت بر تقدير عدم مانع ، تلازم دارند كه مقارب نصف ساعت است . و عالم به مذكور از غير طريق رؤيت و بيّنه مثل محاسبات قطعيهء دقيقه ، در حكم رؤيت خود يا بيّنه است در احكام مشكوك بنا بر اظهر ؛ پس استصحاب در غير صورت علم و رؤيت و بيّنه است ، و كافى است تحقق اينها در شهر سابق نسبت به ما بعد سى روز از آن ماه در محكوميّت به حكم شهر جديد به واسطهء قطع استصحاب به سبب آنها . ( قول اهل فن و حساب ) و اما قول اهل حساب ، پس با اطمينان شخصى به صدق اگر چه به ضميمهء محاسبات دقيقه باشد و با تعدّد و عدالت محاسِب كه اخبار نموده باشد به طورى كه اعلام به امكان رؤيت در مواضع خاصّه به مطابقت يا استلزام باشد ، اظهر قبول آن است و انقطاعِ اصل ، به آن مىشود ، مثل رؤيت كه علم به خلاف اصل است ؛ پس همچنين رؤيت تقديريّه كه اخبار از آن مىشود ، مثل اخبار بيّنه از رؤيت در اطراف شهر ماضى ، كافى است در تحقق موضوعِ وجوبِ صوم و افطار . و اخبار اهل محاسبهء دقيقه با عدالت و تعدد در صورت كفايت علمِ به حساب ، به منزلهء علم به حساب است بنا بر اظهر .