الشيخ محمد تقي بهجت

603

جامع المسائل ( فارسي )

گمان به مزاحِ مُخبر سوّم : اگر كسى خبر دهد كه صبح است و گمان كند كه شوخى مىكند يا دروغ مىگويد و چيزى بخورد و بعد معلوم شود كه صبح بوده است « 1 »

--> « 1 » و معتبر است قدرت بر مراعات ، چنانچه گذشت در نظير آن ، و الحاق غير ماه رمضان ، به آن ، در حكم اين سه صورت مذكوره ، محتاج به تأمّل است . چهارم : و همچنين واجب است قضا بر كسى كه افطار نمايد اعتماداً به قول كسى كه اخبار به دخول ليل نمايد و در واقع ، روز بوده ، در صورت جائز بودن تقليد أو براى افادهء وثوق ، يا به جهت تعدّد عادل مخبر ، يا قول به اكتفاى به عدل واحد . ( افطار در فرض تاريكى زياد روز ) پنجم : و همچنين است وجوب قضا بر كسى كه افطار نمايد به سبب ظلمت موهِمهء دخول ليل با انكشاف بقاى روز ، بلكه وجوب كفّاره ، موافق است با احتياط ؛ و اگر اطمينان نمايد به اين سبب ، به دخول ليل ، اظهر عدم وجوب قضا است ، اگر چه احوط است . ( استفراغ عمدى فقط موجب قضا است ) ششم : و « تعمّد قىء » موجب قضا است و كفاره لازم نمىشود على الأظهر . و در سبقت گرفتن قى ، قضا واجب نمىشود . هفتم : و همچنين است احتقان به مايع در وجوب قضا ، و وجوب كفّاره به آن موافق است با احتياط ؛ هشتم : و دخول آب به حلق به سبب مضمضه براى تبرّد يا عبث ؛ نهم : و عود جُنُب ثانياً به خوابيدن با نيّت غسل بلكه وجوب كفّاره در اين صورت ، موافق با احتياط است .