الشيخ محمد تقي بهجت

36

جامع المسائل ( فارسي )

داشته باشد « 1 » ، بلكه صدق باران عرفاً كافى است على الاقوى . س - بدن تماماً يا بعض بدن هر گاه نجس باشد و داخل در آب كر ، مثل خزينه ، يا جارى مثل چشمه شود ، بعد از ازالهء نجاست ، بيرون آمدن از آب مىخواهد يا نه ؟ ج - لازم نيست مطلقا . اخراج غساله س اشياى متنجّسه مثل لباس و غيره در آب قليل يا كرّ يا جارى ، فشار دادن ، لازم است يا نه ؟ ج لازم نيست مطلقا « 2 » ؛ بلى استيلاى آب بر باطن لازم است « 3 » ؛ پس در قليل كه تعدّد لازم « 4 » است ، اخراج آبِ اوّل به مقدارى كه آب ثانياً مستولى شود بر باطن « 5 » و لو به تدافع ، كافى است . تطهير لباسى كه رنگ پس مىدهد س لباسى كه به « نيل » يا به « بقم » يا به غيره رنگ شده نجس مىشود ، در تطهيرش تا مادامى كه رنگ پس مىدهد ، پاك مىشود يا نه ؟ ج اگر آبِ رنگين بيرون بيايد كه از خود نيل در آن نباشد و آب را مضاف نكند ، پاك مىشود ؛ و اگر از خود نيل در آن باشد ، پاك نمىشود ، و همچنين اگر آب را از اطلاق بيرون كند و مضاف نمايد . « 6 »

--> « 1 » بر زمين و لو به تقدير صلابت . « 2 » در قليل ، احوط انفصال غساله ، در غير قابل عصر ؛ و عصر ، در قابلِ آن است مطلقا ، بدون مكثِ خارج از متعارف در غسل آن ؛ و مثل آنها است ، ازاله به تجفيف و نحو آن . « 3 » در طهارت باطن اگر متنجّس باشد باطن آن ، چنانچه در ثياب رقيقه ، غالب است . « 4 » در متنجّس به بول و همچنين در دفعهء ثانيه على الأحوط . « 5 » بر باطن متنجّس مثل دفعهء اولى بعد از إخراج غسالهء آن . « 6 » پس در نجاست ثوب بايد طورى باشد كه يا نيل موجود ، متنجّس و غير قابل تطهير باشد ، يا اين كه آب از اطلاق ، خارج شود ؛ لكن در كثير و نحو آن ، خروج آب از اطلاق ، مضرّ نيست به طهارت اگر بعد از وصول آبِ مطلق ، به صفت اطلاق باشد ، مثل اين كه بعد از قدرى مكث در آب ، يا به توسط فشار دادن ثوب ، آبِ خارج ، مضاف شود .