الشيخ محمد تقي بهجت
571
جامع المسائل ( فارسي )
بر منارات معتاده غير خارق عادت در ارتفاع ؛ و اعتبار ، به اذانِ بلد يا قريه است ، و در صورت تعدّد مواضع ، اعتبار به اقربِ به ناحيهء مسافر است ، و در حكم آن است اگر مناره ، مرتفع و در غيرِ آخرِ بلد و بلد ، صغير يا متوسط بود . اگر فقط يك علامت ، موجود باشد و اگر يكى از دو علامت موجود شد ، احوط ، تقديرِ مفقود و رعايت احتياط با تقدير است ؛ چنانچه اگر هيچ كدام موجود نباشد ، هر دو ، تقدير مىشود ، و رعايت احتياطِ متقدِّم در صورت انفكاك تقدير مثل تحقيق مىشود . و اعتبار در مثل بَدَوى ، تقديرِ جدران و تقدير خفاى اذان است براى ايشان . بلاد كبيره و اعتبار به صدق اقامت و [ هر چند ] محتمل در بلاد متّسعه ، تقدير توسّط است ؛ و حدّ ترخّص ، بعد از خروج از محلَّهء بزرگ تعيين مىشود به خفاى اذان محلَّه ، و بيوت محلَّه . پس در مثل « طهران » فعلى كه نقل مىشود از بعض اطراف تا منتهاى آن ، پنج فرسخ است ، مسافت شرعيّه محقّق مىشود براى مسافر با صدق سفر و عدم صدق اقامت با شروط تقصير ، و صدق اسم يك بلد ، ضرر به صدق سفر نمىرساند بعد از رجوع به اعتبار صحيح به بلاد عديده به اسماى مختلفه در محالّ آن ؛ لكن اقربِ از آن و اظهر ، اعتبار به صدق اقامت در بلد است ، اگر چه وسيع باشد و امكان تردّد در جميع آن با وسائل فعليّه باشد ، پس در حساب مسافت سفر و در حدّ ترخّص ، خروج از بلدِ وسيع ، ميزان است ، نه از محلَّهء سكنى چنانچه در مبدأ حسابِ مسافت گذشت . حدّ ترخص در غير وطن و اگر قصد مسافت ، از غير بلد خود و محله خود كرد ، مثل هائم و عاصى به سفر ، يا از محل اقامت ده روز ، يا از محلّ تردّد سى روز ، احوط عدم ترخّص به مجرّد ضرب در ارض با قصد مسافت است ، بلكه بايد از حدّ تقديرى ترخّص گذشته باشد در صورتى كه ابتداى سفر ، خروج از اين دو محلّ باشد و همچنين در محلّ تردّد سى روز .