الشيخ محمد تقي بهجت
568
جامع المسائل ( فارسي )
و اگر براى آنها سفرى غيرِ داخل در عمل ايشان اتفاق افتاد مثل سفر زيارات در آن سفر بايد قصر نمايند ، بخلاف جمع بين دو مقصد ، مثل اين كه زيارت كند تبعاً در سفر حجّ كه كرايه مىدهد مركوب خود را در آن طريق براى شغل خودش . و اختلاف نواحى سفرى كه عمل است ، فارق نيست با محفوظيّت عمليّت در بناى قصدى در همه ؛ و همچنين مهارت و عدم آن و خوبى و بدى كار ، فارق نيست و در همه ، اتمام لازم است . و مسافرتهايى كه لازم دائمى شغل انسان مىباشد ، مثل پيدا كردن منزل قبل از سير كاروان ، مثل خود آن شغل است ، بخلاف سفرهاى اتّفاقى براى مصالح اتفاقيّهء انسان نه به آن جهت كه صاحب شغل سفرى است . كوچ بدوى و اما « بدوى » كه كوچ مىكند از محلى به محلَّى ديگر ، پس اگر چه تمام مىكنند ، لكن ممكن است براى كثرت سفر نباشد ، بلكه براى عدم تعيين منزل باشد كه انشاى سفر از آن جا بشود و در همه جا مسافر نيستند ، بلكه در همه جا حاضرِ در منزل هستند . و ممكن است ادراج أو در كثير السفر ، يعنى از محل اقامت فصلى مثلًا . و ممكن است اختلاف اصنافش ؛ و ممكن است موضوع « دائم السفر » باشد كه [ اگر ] وطن [ داشت ] عمليّت سفر دارد و گر نه وطنِ در سفر دارد ؛ و هر دو قسم اگر تقصير نمايند ، در تمام سال تقصير مىنمايند ، و آن خلاف ارتكاز مشار اليه در روايات است . ملاك تحقّق كثرت سفر و لازم نيست ضميمهء رجوع در كثير السفر ، بلكه سفر واحد طولانى كه معظم سال را شاغل است ، مثل اسفار عديده است در تحقّق كثرت در حدوث و بقاى آن ، پس كافى است صدق « راننده بودن » مثلا ، يا صدق عمليّت سفر ، اگر چه در سفر واحد طولانى باشد و تكرارى نباشد به ذهاب و اياب و تعدّدى در آن نباشد به تثليث يا كم و بيش ؛ و صدق « مكارى » مثلًا مستلزمِ صدقِ عمليّتِ سفر است و دوّمى اعمّ است از هر يك از عناوين منصوصه .