الشيخ محمد تقي بهجت

562

جامع المسائل ( فارسي )

مسافت دايره اى و اظهر در مسافتِ مستديره كه نصفِ آن ، ذهاب و نصف ديگر ، اياب محسوب مىشود با تعدّد مقاصدِ متوسّطه يا بدون آن در صورتى كه ذهاب ، هشت فرسخ نباشد ، محكوميّت به حكم خروج به چهار فرسخ با قصدِ رجوع است در همان روز ، يا با عدم تخلَّل قاطع ؛ و همچنين صورت اقليّت ذهاب از اياب يا عكس آن ، حكم آن ، مستفادِ از مذكور است . شرط دومِ تقصير : استمرار قصد مسافت و لو تبعاً 2 - شرط دوّم قصر اين است كه : مسافر در تمام هشت فرسخ ، قاصدِ سفر باشد ، اگر چه قصدش تبعى باشد ، مانند « اسير » اگر عالم شد [ كه أو را ] به مسافت مىبرند ، چه اختيارى باشد به تبعيّت وجوبى يا بنايى ، مثل « خادم » ، و چه اضطرارى مثل « مُكرَه » و « اسير » با عدم احتمال مفارقت . و اگر احتمال مفارقت بدهد ، قصر بر أو ثابت نيست ، چه مفارقتِ محتمله ، معصيت باشد يا نه ، و چه اختيارى باشد يا نه ، مثل « عتق » و « طلاق » قبل از تماميّت مسافت به نحو متقدِّم ؛ بلى ظنّ به مسافرت در مسافت در حدوث و بقا ، محتمل است كفايت آن ، بلكه اطمينان آن ، كافى است . پس مثل « طالبِ غريم » يا « آبق » و « هائم » كه نمىداند به كجا مىرود و كسى كه متجدّد مىشود قصدِ كمتر از مسافت براى أو ، قصر به جا نمىآورند تا وقتى كه مسافت اگر چه با رجوع مقصود باشد حاصل باشد به نحوى كه در تلفيق گذشت ، يا آن كه تمامِ رجوعِ مقصود ، مسافت باشد ، و از حين رجوع ، قصد آن كرد . كفايت قصد مسافت نوعيّه و قصد مسافت نوعيّه كه از قسمى به قسمى ، مثل امتداديّه به تلفيقيّه ، يا عكس ، يا قسمى از امتداديّه به قسمى ديگر از آن ، يا قسمى از تلفيقيّه به قسمى ديگر از آن ، يا مقصدى به ديگرى تبديل مىكنند ، با تحقّق مسافت در هر دو قسم ، كافى است از حيث قصد مسافت .