الشيخ محمد تقي بهجت

498

جامع المسائل ( فارسي )

اهل قبله باشند هر چند محكوم به كفر باشند ، مثل غالى « 1 » يا نباشند ، مثل سنّى ؛ و آن چه فوت شده باشد از نماز در حال طفوليّت يا ديوانگى يا بىهوشى كه به تسبيب مكلَّف نباشد على الأقوى « 2 » ، يا كفر اصلى يا حيض يا نفاس ، اگر اين امور در تمام وقت باشد ؛ و اگر در تمام وقت نباشد ، بلكه دريابد مقدارى از نماز را ، چه در وقت ، چه در اوّل و چه در آخر ، واجب است قضاى آن نيز . و اگر مقدار يك ركعت و تحصيل شرايطى را كه فاقد است ، بلكه طهارت به تنهائى على الأحوط از آخر وقت ، دريابد بدون عذرى از اين اعذار ، واجب است نماز اداءً و اگر ترك نمود ، قضاى آن واجب است . ترتيب در قضا ( ب ) س در نماز قضا ترتيب واجب است يا نه ؟ ج بلى ترتيب واجب است در قضا ، به نحوى كه فوت شده است از نمازها اگر بداند ترتيب را ؛ و اگر نداند ، واجب نيست ترتيب اگر موجب عسر و حرج باشد ، بلكه مطلقا لازم نيست على الأقوى « 3 » . س در غير قضاى نماز يوميّه ، رعايت ترتيب ، لازم است يا نه ؟ ج لازم نيست ، پس جايز است قضاى كسوف ، پيش از خسوف اگر چه كسوف ، بعد واقع شده باشد ؛ هم چنان كه جايز است تقديم آن بر يوميّه ، هر چند يوميّه ، پيش [ واقع ] شده باشد . س هر گاه نماز ظهر و مغرب فوت شود [ و ] نداند كدام پيش بوده ، چه كند ؟

--> « 1 » محكوميّت به حكم مرتدّ ، گذشت در تعليقه . « 2 » بلكه بنا بر احوط ، چنان كه گذشت در تعليقه . « 3 » در غير ترتّب شرعى ، مثل ظهرين و عشائين ؛ و اگر ترتيب در مقدار خارجى ، معلوم بود ، در همان مقدار ، واجب است رعايت آن .