الشيخ محمد تقي بهجت
466
جامع المسائل ( فارسي )
فصل نهم نماز آيات نماز آيات موارد وجوب نماز آيات واجب است « نماز آيات » براى « كسوف آفتاب » و « خسوف ماه » ، تمام آنها يا بعض آنها . و اظهر دوران حكمِ كسوفِ به غير حائل شدنِ زمين مثل بعض كواكب يا نحو آنها مدارِ مخوّفِ نوعى بودن آيت است با خصوصيّت مختارهء در آن در وجوب نماز آيات ، و همچنين كسوف بعض كواكب به بعض ديگر غير آفتاب و ماه . و اگر اخبار كرد منجِّم به كسوف يا مدّت آن ، پس قطعِ استصحابِ در هر دو مقام ، موقوف به اتّفاق ايشان كه اطمينان از آن حاصل شود ، يا بيّنهء عادلهء از ايشان است ، و براى خودشان ، علم و اطمينانِ حاصلِ از محاسبات ، كافى است در عمل . و همچنين واجب است نماز آيات براى مخوِّفات نوعيّه از آيات ، چه آسمانى باشند چه زمينى ، مثل « زلزله » و « خسف » و « باد تندِ تاريك كننده » و « صاعقهء مخوِّفهء نوع » و « صيحهء مخوِّفهء نوع » و آتشهاى ظاهر در آسمان و غير اينها از آيات مخوّفات نوعيّه غير اختياريّه بشر بنا بر اظهر . راه اثبات موجِب نماز آيات ثابت مىشود آيتى كه موجب نماز است ، به « علم » و به « شهادت عدلين » و به « ظنّ اطمينانى » اگر چه حاصل شود از قول صادقِ از اهل خبره ؛ و در عدل واحد ، تأمل است . و اگر جماعتى يا شاهدَين اخبار به كسوف كردند [ و ] علم به صدق آنها در اوّل و به عدالت در دوّم پيدا نشد ، بعد معلوم شد مجهول ، اظهر لحوق به جهل موضوعى است در تفصيل بين احتراق تمام و بعض ، اگر چه احتياط در فعل است . وقت نماز خسوف و كسوف وقت نماز خسوف و كسوف ، از ابتداى انخساف يا انكساف است ، تا منجلى شدن آنها ، و احوط ترك نيّت ادا است بعد از شروع در انجلاء تا تمام آن . و با عدم وسعت وقت براى اخفِّ نماز ، واجب نيست نماز بنا بر توقيت مشهور ؛ و احوط ملاحظهء ابتداى انكساف تا انتهاى انجلاء است در اين حدِّ وسعت ، لكن در موقّت بودن نماز كسوفين ، تأمّل است . و اگر وقت ، واسع بود و لكن تأخير انداخت عمداً يا براى عذرى تا آن كه مقدار يك ركعت بيش باقى نماند ، به جا مىآورد اداءً در ما قبل شروع در انجلاء ، و بدون نيّت اداء در ما بقي با مجموع . و همچنين احوط ، به جا آوردن بدون نيّت ادا است بعد از شروع در انجلاء اگر چه قبل ، جاهل بود و تمام قرص پنهان نشده بود . « زلزله » و « صاعقه » و نحو اينها از مخوّفات نوعيّه ، از اسباب هستند نه موقّت ، و نماز بعد از اينها ، تا آخر عمر ، ادا محسوب مىشود ، اگر چه فوراً واجب است . علم به سبب نماز آيات ، بعد از تحقّق اگر كسى عالِم به كسوفين نبود ، مگر بعد از گذشتن وقت ، كه شروع يا تمام انجلاء است ، پس اگر قُرص را دانست كه تماماً كسوف كرده ، قضا بر أو لازم است ، و گر نه لازم نيست ؛ و همچنين اگر وقتى دانست كه قابل و وسيع براى اخفّ نماز نيست بنا بر توقيت . و اما در غير كسوفين از آيات ، مثل « زلزله » و « صيحهء آسمانى » ، پس اظهر و احوط ، وجوب قضا است ، اگر چه عالم در حين حادثه ، به وقوع آن نباشد ، بلى اظهر اختصاص وجوب در آيات ، به مكان هر مصلَّى است ، نه اعمّ ، اگر چه از توابعِ هم و مسمّى به يك اسم باشند . در صورت علم و ترك براى عذر از نسيان و غير يا غير عذر ، احوط قضا است در جميع آيات و در كسوفين مطلقا يعنى بدون تفصيل متقدّم در آنها به معنى فعل بعد از علم و ارادهء امتثال ، و مثل آن است كسى كه بداند آن را كه به جا آورده بود ، فاسد بوده است . شك در نماز آيات « نماز آيات » دو ركعت است ، و ركوعات متعدّده ، افعالِ متعدّدهء هر يك ركعت هستند ، و شك در آنها ، شك در فعل است اگر چه جزءِ ركنى است ، نه [ شك ] در ركعت ؛ و اطلاق ده ركعت از روى عنايت ، صحيح است ؛ و همچنين تعدّد قنوت ، مستلزمِ تعدّدِ ركعت نيست ؛ پس با نسيان يكى از ركوعها به نحوى كه قابل تدارك نباشند ، نماز باطل مىشود ، بدون فرقى بين ركوع خامس و عاشر و غير اينها ؛ و همچنين با زيادتى يك ركوع عمداً يا سهواً ، نماز باطل مىشود . و همچنين قيام متّصل به ركوع به نحوى كه در يوميّه مذكور است ، در هر ركوعى از ركوعهاى دهگانه ، رعايت مىشود به نحو متقدّم در يوميّه . و آن چه را كه محلّ تدارك أو باقى است ، تدارك مىنمايد ؛ و با شك و عدم دخول در فعل آخر ، تداركِ ركوعِ مشكوك مىنمايد . و در قضاى آن چه قضا مىشود ، متّحد است با يوميّه ؛ و با شك در يك ركعت يا دو ركعت ، باطل مىشود نماز ، چون كه دو ركعتى است ؛ و از اين قبيل است شك در اين كه اين ركوع ، خامس است يا سادس . كيفيّت نماز آيات و كيفيّت نماز آيات كه اتّفاق بر صحّت آن است [ اين است كه ] هر يك ركعت را به اين ترتيب به جا مىآورد : بعد از حمد ، سوره بخواند و به ركوع برود ؛ پس اگر سوره را تمام كرده بوده ، حمد را اعاده نمايد و سوره بخواند تماماً يا بعضاً ، اگر چه تكرار همان سورهء اوّل باشد ، و گر نه از موضع قطع ، شروع نمايد و هكذا تا پنج ركوع را با حمد و سوره كه اقلّ آن يك حمد و يك مقدار از يك سوره كه تكميل آن با ترتيب خود سوره قبل از ركوع پنجم مىشود ، بنمايد . و بايد در هر ركعتى ، يك سوره تكميل شود و تكميلِ ازيدِ از يك سوره اگر شروع در آن كرده ، موافق احتياط است ؛ و همچنين در ركعت دوم ؛ و هر گاه سوره را اتمام نكرده ، اعادهء قرائتِ [ حمد ] لازم نيست ، بلكه به قصد جزئيّت و توظيف ، جائز نيست . تبعيض سوره و فرقى بين قرائت يك آيهء كوچك و زيادتر در صورت تبعيض نيست ، بلى هر سوره را كه بعضِ آن را بخواند ، بايد اتمام نمايد آن را در ما قبل ركوع اخير ، بنا بر آن چه گذشت در وجوب سورهء كامله بعد از حمد در هر ركعتى . قران و اظهر ، جريان حكم « قِران » در هر يك [ از ] قيام قبل از ركوع واحد ، در اين نماز است ، و امّا در مجموعِ پنج ركوع ، جائز است پنج سوره و يك سوره و ما بين اينها به نحو مذكور ؛ بلكه اگر قِران ، مخصوص به دو سوره كامله است ، در هر قيامى بيش از يك سوره يعنى يك سوره و چيزى از سورهء ديگر جايز است . و آن چه از مختصّات اين نماز است ، زيادتى ركوع و حمد و سوره و تبعيض سوره و زيادتى قنوت است ، چنانچه مذكور شده و خواهد شد ، ان شاء الله . جماعت در نماز آيات و « جماعت » در اين نماز ، مستحبّ است و « فرادى » هم جائز است ، مثل يوميّه غير جمعه . و فرقى در اصل استحباب [ جماعت ] در كسوفين ، بين استيعاب و غير آن ، نيست ؛ و امام جز قرائتها را ، متحمّل از مأموم نيست ، مثل يوميّه . اشكالى نيست در ادراك جماعت ، در صورت لحوق مأموم به امام ، در ركوع اوّلِ ركعت اوّل ، يا ركعت دوّم ؛ و بر تقدير ثاني ، منفرد مىشود بعد از سلامِ امام و اتمام مىنمايد نماز خود را فرادى ، و محتمل است جواز ائتمام در غير اين صورت ، لكن موافق احتياط ، محافظت بر يكى از اين دو صورت است . مستحبّات نماز آيات و مستحبّ است اطالهء نماز به قدر كسوفين ، يا اشتغال به دعا بعد از نماز تا انجلاء تامّ ؛ و اين كه اگر فارغ شد قبل از انجلاء ، اعاده نمايد نماز را ؛ و اين كه اطاله نمايد ركوع و سجود و قنوت را ، به قدر قرائت به قصد قربت ؛ و در قرائت ، سوره هاى طويله را اختيار نمايد با وسعت وقت براى مذكورات ؛ و اين كه تكبير بگويد بعد از رفع رأس از ركوعها ، مگر در ركوع خامس و عاشر كه مىگويد : « سمع الله لمن حمده » و اين تكبيرها زائد بر تكبير براى هر ركوعى از ده ركوع است ؛ و همچنين رفع يدين در حال تكبيرات ، مستحبّ است ؛ و اين كه قنوت نمايد قبل از ركوعهاى زوج ، مثل دوّم و چهارم و مىتواند اكتفا نمايد به قنوت قبل از خامس و عاشر و بخصوص قنوت قبل از عاشر ؛ و مستحبّ است جهر به قرائت حتّى در كسوف آفتاب . تزاحم وقت نماز فريضه و آيات اگر وقت هر كدام از فريضهء يوميّه و نماز كسوف مثلا موسّع باشد ، مىتواند ابتداى به هر كدام نمايد . و اگر خوفِ فوتِ وقتِ اجزاءِ فريضهء يوميّه دارد ، ابتداء به يوميّه نمايد ؛ و اگر در اثناى نماز كسوف ، خائفِ فوتِ وقت اجزاى يوميّه باشد ، قطع مىنمايد و مشغول يوميّه مىشود و بعد ، اتمام مىنمايد نماز كسوف را از آن جا كه قطع كرده بود ؛ و در جريان اين حكم در وقت فضيلت به نحو جواز ، نه وجوب ، تأمّل است . اگر وقت يكى مضيّق باشد اگر وقت يكى از آن دو ، مضيّق است ، واجب است تقديم مضيّق بر موسّع ؛ و احتياط در تركِ قطع است براى ادراك فضيلت يوميّه در تقدير احتمال سببيّت در مقابل توقيت در كسوفين . و احوط ترك شروع در نماز كسوف است در صورت ضيق وقت يوميّه از اتمام نماز كسوف براى اين كه تا وقت فوت اجزاى يوميّه ، قطع نمايد كسوف را و اتمام نمايد يوميّه را و اعاده نمايد كسوف را از محلّ قطع با وسعت وقت آن چنانچه فرض شده است . اگر هر دو مضيّق باشند و اگر هر دو ، مضيّق بودند ، تقديم مىنمايد يوميّه را ، و اگر بعد از اتمام نماز كسوف ، ادراك مىنمايد يك ركعت يوميّه را ، احتمالِ تخيير دارد ، و احوط شروع در يوميّه است ؛ و با شروع در كسوف ، اتمام آن و شروع در يوميّه بعد از آن احوط است ، و الله العالم . اتحاد نماز كسوفين با ديگر نماز آيات در دوران و آن چه مذكور شد در نماز كسوفين ، جارى است در « زلزله » و ساير آيات با يوميّه بالنّسبه به مزاحمت فوريّت واجبهء در آنها در صورت تقديم يوميّه و تخيير بين آنها و غير ، اگر چه توسعهء در نماز كسوف ، به معنى امكان جمع بين يوميّه و نماز كسوف ، در حال تحقّق كسوف است ؛ و در غير آن ، به معنى جمع بين يوميّه و مرتبه اى از مراتب فوريّت لازمه در نماز آيات است ، يا فوت مرتبهء ديگر اگر مؤخّر شد از يوميّه ؛ پس در صورت عدم تضيّقِ يوميّه رأساً لازم است رعايت جميع مراتب فوريّت در آيات . و از آن جمله است « نماز كسوف » بعد از « كسوف » در تقدير فوريّتِ قضا ، و گر نه تقديم يوميّه در يك ركعت و تخيير در ما زاد با نماز آيات به تفصيل مقدّم در صورت شروع و عدم در نماز كسوف ، در احتياط در آنها [ است ] . و در تزاحمِ احتياطها اگر تقديم كرد رعايت احتياط را در يوميّه و بعداً غير را به قصد امر فعلى به جا آورد ، منتهى به برائت ذمّه از هر دو به حسب وضع خواهد بود . تزاحم نماز آيات با سعى براى وقوف عرفات و در تزاحم بين نماز كسوف و آيات و بين سعى براى وقوفِ لازم در « عرفات » يا « مشعر » ، احوط تقديم وقوف است حتى در غير مسمّى از مقدار واجب از آنها در صورت عدم امكان جمع اگر چه به نماز در حال مشى و ركوب باشد . و اظهر عدم فرق بين غير موقّت يقينى مثل « زلزله » و « كسوفين » است در آن چه ذكر شد در مزاحمت با وقوف واجب . بعضى ديگر از موارد تزاحم و اگر تعارضِ بين آيات كه نماز آنها واجب است ، يا بين نماز آيات و مثل نافلهء منذوره است ، پس با عدم تضيّقِ غيرِ نماز آيات ، فوراً نماز آيات را به جا مىآورد ، و با تعدّد ، احوط تقديم نماز به سبب سابق است ؛ و با تضيّق ، تقديم مضيّق مىنمايد ، و قطع و بناى ثابت در يوميّه در سابق در صورت اشتغال به غير نافلهء منذوره جريان آن در نافلهء منذوره محلّ تأمّل است . و در تزاحم نماز آيات و نماز عيد ، اوّلى مقدم است در تقدير استحباب دوّمى ، و گر نه ، مثل يوميّه است ، و خطبه مستحبّ است ، چنانچه گذشت . اشتغال به آيات با تكليف به نماز يوميه و حكم قضا و فروع ديگر و در صورت وجوب تقديم فريضه براى ضيق وقت يا اهميّت آن ، اگر مشغول به مزاحم از نماز آيات شد اظهر صحّت آن نماز است . و اگر مشغول به حاضرهء يوميّه شد در حال ضيق وقت ، و در اثنا منجلى شد « كسوف » يا « خسوف » : پس اگر تفريط در تأخير نماز كسوف نموده است ، قضا واجب است در صورت استيعاب و عدم آن . و اگر تفريط نكرده باشد ، اظهر عدم وجوب قضا است ، چه آن كه معذور بوده در تأخير يوميّه يا نه ، عالم به كسوف بوده يا نه ؛ بلى اگر عالم به كسوف نبوده و احتراقِ تمامِ قرص نشده ، عدم وجوب قضا ، بىاشكال است . و در اطلاق حكم با تفريط در تأخير حاضره و حصول احتراق تمام قرص ، تأمّل است . و اقرب لحوق ناسى ، به غير مفرّط است ؛ و همچنين حائض در وقت كسوف ، قضا بر أو نيست ؛ و در لحوق كافر اگر مسلمان شود در وقت ضيق ، تأمّل است ؛ و اظهر جَبّ اسلام است در فرض عدم تفريط به غير كفر ؛ و در ساير مواردِ عذرِ متقدّمه ، احتياطاً قضا ، ترك نشود لزوماً ، و همچنين اگر غير موقّت ، مصادف « حيض » باشد ، احوط فعل آن است بعد از طُهر از حيض . رفع مانع در فرض غير موقّتات و اظهر در غير موقّتات ، يعنى اسباب مثل زلزله ، وجوب فعل است بعد از ارتفاع مانع ، مثل « حيض » ، با وجود مقتضى ، نه مثل « جنون » و « صغر » در حال تحقّق سبب . اناطهء صحت آيات به ثبوت تكليف در هر موردى كه تكليف به صلات كسوف نباشد اگر چه مترتّب بر ترك اهمّ باشد ، صحيح واقع نمىشود ، بخلاف صورت ثبوت تكليف اگر چه مترتّب باشد . اجتماع چند نماز آيات اگر آياتى مجتمع باشند ، پس اگر همه موقّت باشند احتمالًا يا يقيناً و مثل هم باشند در توقيت و وقت باقى باشد ، مخيّر است در تقديم ؛ و گر نه خصوصِ موقّتِ يقينى يا احتمالى را اگر چه به نحو احتياط باشد ، مقدّم مىدارد . و اگر هيچ كدام موقّت نيست ، مخيّر است در تقديم . و در صورت توقيتِ بيش از يكى ، رعايت يقين به توقيت و بقاى وقت مىنمايد . و در صورت تساوى ، مخيّر است و غير موقّت را قضاء آن را به جا مىآورد اگر چه در ابتدا ، تمكَّن از جمع نداشته ، بلكه فوت شدهء از يكى از دو موقّت كه تمكَّن از اداى بيش از يكى داشته است ، احوط قضاى آن است . تزاحم نماز آيات با نماز شب در صورت عدم وسعت وقت مگر براى « نماز كسوف » يا « نماز شب » ، « نماز كسوف » مقدّم است و نماز شب ، قضا مىشود ؛ و اگر مشغول به نافله شد ، معصيت كرده و صحيح است ، و نماز كسوف قضا مىشود ، چنانچه گذشت . و در صورت وسعتِ وقت براى هر دو ، تقديم هر كدام ، مانع وضعى ندارد هر وقت نماز كسوف خوانده شد و ادا واقع شد ، اگر چه مخالفت فوريّت نموده باشد . اتحاد نماز كسوف با يوميّه در مسأله مشى نماز كسوف ، مثل يوميّه است در اين كه ، اختياراً بر دابّه و ماشياً به جا آورده نمىشود و با ضرورت و عذر ، مانعى ندارد .