الشيخ محمد تقي بهجت
24
جامع المسائل ( فارسي )
ج اگر پيش از عمل در شك باشد ، « 1 » بنا بر نبودن تقليد مىگذارد و در باقى اعمال تقليد مىكند ؛ و اگر بعد از عمل باشد ، اعتبار به شك نيست و عمل گذشته اش صحيح است ؛ و اگر در اثناى عمل باشد مثل نماز ، اعاده نمايد با تقليد « 2 » . عدم اطلاع از وفات مجتهد س اگر مجتهد بميرد و مقلِّد ، مطَّلع بر موت أو نشود مگر بعد از مدتى ، تكليف أو چيست ؟ ج اعمالى كه در آن مدت از أو ، بر طبق رأى آن مجتهد صادر شده ، همه صحيح است و قضاى آنها لازم نيست اگر آن اعمال مطابق بوده باشد با رأى مجتهدى كه بعد از فوت مجتهد اوّل ، تكليفش رجوع كردن به أو بود « 3 » . دو فرع در تقليد اعلم س دو مجتهد اگر يكى اعلم باشد و يكى ديگر اوثق در فتوى ، تقليد كدام يك را مقدّم بدارد ؟ ج اعلم مقدّم است « 4 » ؛ و بر فرض تساوى در علم ، اوثق ، مقدّم است على الأحوط « 5 » .
--> « 1 » گذشت احتياج تقليد به عمل ، پس شك در آن قبل از عمل ، تصوير ندارد . « 2 » عدم قابليّت عمل براى تصحيح ، در مثل شك در صحّت جزء مقدّم با دخول در ساير اجزاى بعديّه با تقليدِ معلوم ، مورد تأمّل ، بلكه منع است . « 3 » بدون عسر ، و متَّبع در لزوم اعاده و قضا در صورت مخالفت ، قول حىّ است . و در احراز مطابقت ، رعايت مىشود آن چه گذشت در جواز يا وجوب بقاى بر تقليد ميّت . « 4 » گذشت رجحان اقوى الظنّين ؛ و در صورتى كه اورعيّت و اوثقيّت ، باعث زيادتى و اقوائيّت داعى در كمال فحص نباشد ، دور نيست [ كه ] اقوى قول اعلم باشد . « 5 » بلكه على الاقوى اگر سبب شود كه ظنّ حاصل از قول أو اقوى باشد به نحوى كه اشاره به آن ، در حاشيه متقدّمه شد .