الشيخ محمد تقي بهجت

103

جامع المسائل ( فارسي )

ج بايد در اين حال ، ديگرى را مُعين بگيرد . و معتبر در خشكيدن اعضا در اين حال ، وضو گيرنده است ، نه وضو دهنده . و احوط در اين حال ، نيّت نمودن هر دو « 1 » است ؛ هر چند ظاهر ، كفايت نمودن نيّت وضو گيرنده است ، اگر به قسمى باشد كه فعل وضو را نسبت به أو توان داد عرفاً و وضو دهنده به منزلهء آلت « 2 » باشد . مطلق بودن آب وضو پنجم : « مطلق بودن » آب وضو است « 3 » ، خواه آب شور باشد يا شيرين ، آب دريا باشد يا نه ، آب برف باشد يا نه . س هر گاه چيزى در ميان آب بريزد ، مثل نمك يا گلاب يا مانند اينها ، وضو در اين حال مىتوان گرفت يا نه ؟ ج هر گاه از اسم اطلاق بيرون نرود ، مضرّ « 4 » نيست .

--> « 1 » يعنى در صورت تمكّنِ غير ، از نيّت . « 2 » بلكه اگر چه غير ، آلت نباشد و مستقلّ در غير نيّت باشد ، نيّت مكلَّف كه سبب است ، كافى است على الأظهر . و واضح است كه با امكان ، مسح را نائب با دست منوب عنه انجام مىدهد ؛ و اگر ممكن نشد ، نائب با رطوبت باطن كف دستِ منوبٌ عنه انجام مىدهد با مباشرت دست نائب ؛ و در اين صورت ، احتياط به ضمّ تيمّم ، ترك نشود در صورتى كه مشتمل بر اين محذور نباشد ، يا اين كه تيمّم ، محذورش كمتر باشد . و تبعيض در مباشرت ، با امكان ، واجب است . « 3 » و اين از شرايط واقعيّه است ، يعنى فقدانش مضرّ به صحّت وضو است در حال جهل و فراموشى و غفلت ، مانند شرطيّت طهارتِ آب وضو ، و لازم است اطلاق در اوّل زمان تحقّقِ شستنِ واجب با رعايت مسح به غير مضاف . « 4 » يعنى هم چنان كه صدق آب با آن ضميمه مىنمايد ، صدق آب بدون ذكر ضميمه هم مىنمايد ، و اگر فعلًا مضاف است و ممكن است تصفيهء آن ، واجب است اگر چه به تأخيرِ وقت وضو باشد على الأحوط .