الفضل بن شاذان الأزدي

566

الإيضاح

خراج وظيفة وخراج مقاسمه : خراج مقاسمه صورتش آنست كه امام فتح كند بعضي از بلاد أهل حرب را بقهر وزور ومنت نهد بر ايشان بآنكه گردنهاى ايشان را وزمينهاى ايشان راببخشد ومقاسمت كند با ايشان در زراعتهاى زمينهاى ايشان وميوهاى تاكهاى ايشان بر نصف يا ثلث يا ربع ، وأين نوع از خراج بفعل پيغمبر - صلى الله عليه [ وآله ] وسلم ثابت شده كه چون آن حضرت فتح خيبر فرمود بعضي از زمينها را ميان غانمان قسمت كرد ومنت نهاد ببعضى بر ايشان مناصفه كرد با ايشان در زروع آنچه منت نهاده بود بر آن تا رزق ايشان گردد . وخراج وظيفة صورت آن چنانست كه فتح كند امام بلده را از بلاد حرب بعنوه وزور ، ومنت نهد بر ايشان برقاب واراضى ايشان وتوظيف كند بر أراضي مقدارى معلوم از دراهم ودنانير يا قفيزي چند معلوم از طعام ، وأين نوع از خراج بقضاى أمير المؤمنين عمر - رضي الله عنه - معلوم شده ، زيرا كه أو چون فتح سواد عراق كرد خواست كه اين نوع خراج بر سواد عراق نهد صحابه بر آن راضى شدند وانقياد كردند مگر اندكى از ايشان وايشان هم آخر براي أو بازگشتند أمير المؤمنين عمر - رضي الله عنه - حذيفة بن اليمان وعثمان بن حنيف را فرستاد تا زمين را مساحت كردند وامر كرد ايشان راكه وظيفة كنند بر هر جريبى از جريبهاى زراعت يك درهم ، وبر هر جريبى از جريبهاى زمين تاك ده درهم ، وبر هر جريبى از زمين اسپست پنج درهم ، ايشان مساحت كردند وبدستورى كه أمير المؤمنين عمر فرموده بود عمل كردند ، چون بازگشتند أمير المؤمنين عمر گفت با ايشان : شايد كه شما حمل كرده باشيد زمين را آن چيزى كه طاقت آن نداشته باشد آن زمين ؟ پس ايشان گفتند : بلكه ما زمين را چيزى بار كرده أيم كه طاقت آن دارد واگر زيادت مى كرديم هم طاقت داشت ، پس أمير المؤمنين عمر ساكت شد وبرآن قرارداد در زمان صحابه وحضور ايشان . وروايت كرده اند كه أمير المؤمنين عمر از آن پشيمان شد وخواست كه زيادت