الفضل بن شاذان الأزدي

مقدمة المصحح 5

الإيضاح

كار كافه أنام است بأمر معروف ونهى از منكر ، واز اينجا ظاهر شد كه مراد از أولي الأمر باتفاق أهل درايت وروايت حضرت شاه ولايت است پس بموجب اين آية اوست والى ولايت امامت ووصايت ، وعدول از آن حضرت بسوى ديگرى محض ضلالت وغوايت است زيرا كه در غير أو اتفاق مفقود است وادله ديگر موجود نيست . واما سنت بنابر آنكه حضرت رسالت آن امام مبين را قاضى يمن وأمير جيوش آن محال وولى أموال گردانيد واورا امر فرمود كه تقسيم آن أموال نمايد ببنى خزيمة كه خالد بن وليد ايشان را بظلم كشته بود ، ونيز ايشان اختيار آن امام همام جهت أداء رسالت ملك علام وابلاغ واعلام سوره برائت بكفار تيره انجام نمود ، وهمچنين در بعضي از أيام غيبت خود أو را خليفه خود گردانيد وهيچ كس از أصحاب آن حضرت نيست كه اين سنن در شأن أو مقرر شده باشد ، وتأسى بسنت سيد كاينات در حيات آن حضرت وبعد از وفات همگى را منظور ، واحتياج أمت بأميرى كه متصف بچنان سنن باشد مسلم جمهور است . واما اجماع بدرستى كه استدلال از آن بر امامت حضرت أمير المؤمنين عليه السلام بچند وجه است : أول - آنكه اجماع أمت است بر آنكه على امام بود واگر چه همه يك روز باشد ودر اين اختلاف ندارند ، بعد از آن اختلاف كرده اند ، بعضي گفته اند كه : بعد از نبي بافصل بسيار ودر وقت خاص امام بود ، وبعضي گفته اند كه : بعد از آن حضرت بي فاصله در جميع أوقات بقاى خود امام بود واجماع بر غير أو واقع نشده كه بقدر يك چشم زدن امام باشد . ديگر - آنكه اجماع كرده اند بر آنكه حضرت أمير لياقت امامت داشت وبنى هاشم را صلاحيت آن بود ودر غير خلاف واختلاف است . ديگر - آنكه اجماع است كه حضرت أمير - عليه السلام - بعد از حضرت رسالت صلى الله عليه وآله بر ظاهر عدالت كه از شرايط امامت وايالت است باقي بود غاية الأمر