محمد دشتى / كاظم محمدى

پيشگفتار ومقدمه 6

المعجم المفهرس لألفاظ نهج البلاغه

است » « 3 » با كمال وضوح اثبات مىكند كه علي عليه السلام آن بزرگ بزرگان وآن يگانه نسخهء انسان كامل كه پس از وجود نازنين محمد مصطفى صلى الله عليه وآله نظير أو به عرصهء هستى گام نگذاشته است ، تجلى گاه نمونهء همهء امتيازات والاي پيشوايان فوق الطبعة مىباشد . نتيجة بسيار با اهميتى كه از بيان اين دو حقيقت مىگيريم ، اينست كه سخنان أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام بازگو كنندهء حقايق قرآن وتفسير وتوجيه كنندهء آن كتاب آسمانى است ، واز زبان شخصيتى صادر شده است كه نفس أو تجلى گاه امتيازات همهء پيامبران ورسولان الهى بوده ومطابق آيهء شريفهء مباهله حتى بأنفس مقدس حضرت رسول الله صلى الله عليه وآله اتحادي داشته است . نتيجهء ديگرى كه از بيان دو حقيقت فوق به دست مىآيد ، أبديت سخنان أمير المؤمنين عليه السلام است كه بيان كننده رسالت أنبياء وحقايق قرآن مجيد است . با نظر باين دو نتيجة كه صاحب نظران بزرگ اسلامى ، حتى بنا به گفته ابن أبي الحديد متفكران غير اسلامى نيز در طول قرون واعصار خود را بي نياز از درك وفهم سخنان آن بزرگ پيشتاز قافلهء معارف وحكمت وعرفان الهى نديده ، از آن سخنان براي همهء ابعاد حيات مادي ومعنوي بشر بهره بردارىها نموده‌اند . لذا همان‌گونه كه ميدانيم كتاب نهج البلاغة كه عالم بزرگوار وسيد شريف وعظيم مرحوم سيد رضى مقدارى فراوان از سخنان علي عليه السلام را در آن جمع كرده است ، همواره مطمح نظر ومورد توجه وتحقيق وتأمل كاروانيان علم ومعرفت بوده است . در دوران معاصر ما كارهاى مفيدى پيرامون ابعادى از نهج البلاغة صورت گرفته است كه بايد گفت : همهء آنها مفيد وگام‌هايى ثمربخش در آشنا ساختن جامعهء ، مخصوصاً انديشمندان وصاحب نظران با سخنان أمير المؤمنين عليه السلام كه فوق كلام مخلوق وتحت كلام خالق جل وعلا است ، برداشته شده است . « 4 » از جمله اين كارها ، تلاش وكوشش بليغ وبسيار ارزنده‌اى است كه محقق ارجمند ودانشمند محترم آقاى محمد دشتى پيرامون ابعاد متنوع اين كتاب بزرگ انجام داده است . شكى نيست در اينكه آشنايى با نهج البلاغة براي تحصيل معارف حقيقي الهى وعمل به آن بدون شناخت آن ابعاد متنوع يا امكان‌پذير نيست ويا نتيجه‌اى جز اطلاعى ناقص ومحدود نخواهد داشت . اين كار بزرگ بقدرى ارزنده ومورد نياز جامعهء ما است كه مىتوان گفت ؛ يكى از كارهاى كم نظير حوزهء مباركهء قم در مقولهء خود مىباشد كه مخصوصاً دانشجويان دانشكده‌ها وطلاب حوزه‌هاى علميه را به يك حركت علمي وعملي بسيار پر معنى وأدار مىكند . مىتوان گفت : ارزش اين‌گونه تلاش‌هاى سازنده موقعى بخوبى روشن مىگردد كه نونهالان باغ علم ومعرفت ، نخست با يك بينايى وصفاى فطرى از آراء ونظرات وعقايد ديگر متفكران جوامع بشرى ما دربارهء معارف انساني در دو قلمرو « انسان آن چنان‌چه هست » و « انسان آن چنان كه بايد » نيز اطلاعات لازم را به دست بياورند وسپس سخنان أمير المؤمنين عليه السلام را با كمال بصيرت وخلوص مطالعه وبررسى نموده ودرك كنند ، تا بدانند كه كار وتلاش دربارهء چنين سخنان وسطوح وابعاد متنوّع آن چه معنى دارد ؟ . مؤلف ارجمند تتبّع وتحقيق در مباحث خود را پيرامون جهات وابعاد كتاب جاودانى نهج البلاغة در 7 مجلد در معرض مطالعه وتحقيق طلاب محترم ودانشجويان عزيز ومحققان عاليقدر گذاشته است واينجانب اين مجلّدات را در حد لازم براي بيان نظر مطالعه نمودم . اين مجلدات در نوع كار خود كه تحقيق وبررسى موضوعات ومسايل گوناگون پيرامون نهج البلاغة است ، نخستين گام است كه توانسته نتايج كارهاى گذشته را هم با اضافهء حقايق تازه در اختيار كاروانيان علم ومعرفت قرار بدهد . از خداوند متعال مسألت مىنماييم كه توفيقات وعنايات خود را به محقق ارجمند ودانشمند محترم آقاى محمد دشتى ( قدس سره ) بيفزايد . محمد تقي جعفري ( قدس سره ) 15 / 1 / 1369 مطابق 8 رمضان المبارك 1410

--> ( 3 ) - آيهء مباهله چنين است : فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ ( آل عمران - 61 ) واگر كسى دربارهء دين حق ، پس از آنكه علم بحقيقت آن براي تو رسيد ، احتجاج كند ، پس بگو بياييد ما فرزندانمان را بخوانيم شما هم فرزندانتان را بخوانيد وزن‌هاىمان را بخوانيم وشما هم وخودمان را بخوانيم شما هم خودتان را بخوانيد ، سپس يكديگر را نفرين نموده لعنت خدا را بر دروغگويان قرار بدهيم ) همهء مفسران بدون استثاى قابل توجه برآنند كه پيامبر أكرم ( ص ) أبناءنا را بر امام حسن وامام حسين ونساءنا را بر فاطمهء زهرا وأنفسنا بر خود وعلي بن أبي طالب ( ع ) تطبيق فرموده است . ( 4 ) - اين حقيقت را بايد در نظر داشت وبا هر كسى كه مىخواهد دربارهء انسان وانسانيت نظري ابزار كند ، در ميان گذاشت كه براي شناخت واقعيات صحيح در دو موضوع مزبور ( انسان وانسانيت ) لازم است سراغ انساني را گرفت كه فوق انسان ؛ وبندهء حقيقي خالق انسان ها ومجذوب كامل أو باشد وسخنانش فوق سخان انسانها وزير سخنان خدا وجلوه هايى از آنها باشد .