فضل الله مهتدى
60
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
نگارش كتاب با مرگ ميرزاابوالفضل به عمهزادهاش سيدمهدى سپرده شد و كتاب سرانجام نگارش يافت و در تاشكند چاپ گرديد . « بالجمله بيرون آمدن كتاب از چاپخانه ، مصادف شدن با اشغال قشون انگليس حيفا را و چون اوضاع دگرگون گشت و مصالح وقت اقتضاى ديگر نمود عبدالبهاء فرمود كه كتاب مذكور را انتشار ندهند و نسخ منتشر را جمعآورى كنند » . « 1 » صبحى اشاره مىكنند كه در اين كتاب ، كناياتى به ادوارد براون مستشرق انگليسى و همچنين ميرزا يحيى صبح ازل كه در انگلستان مىزيسته ، زده شده است . با توجه به حضور قواى انگليس در حيفا به نظر مىرسد دستور جمعآورى اين كتاب از آن روى صادر گشته است كه مبادا با سياست انگليسىها همخوان نباشد ! ضمن اينكه در اين كتاب هم كه سفارشى براى رد برخى حقايق نگاشته شده بود ، حقايقى ناخواسته درج گشته بود كه در كنار مخالفت با مصالح انگليسىها مىتوانست براى تبليغ و آزادى بهاييان نيز خطرساز باشد ؛ از آن جمله توبهنامهى سيدمحمد على باب است كه در عصر وليعهدى ناصرالدين شاه به وى نگاشته شده است . كه دو ركن مهم از اركان حقانيت بابيت و نيابت بهاييت را منهدم مىكرد : يكى ادعا و ديگرى استقامت . « 2 » صبحى در كتاب خود به مورد ديگرى از تاريخسازىهاى متداول بهائيان چنين اشاره مىكند : « نويسندگان بهايى كه در زير و رو كردن گزارشها و دگرگون نمودن سرگذشتها دراز دستند ، دربارهى منيره خانم زن عبدالبهاء چيزها نوشتهاند كه من پس از بررسى دريافتم كه بيهوده و نادرست است . مىگويند منيره خانم كه از بستگان يكى از سروران بزرگ بهايى بود شور ديدار بهاء به كلهاش زد و با برادر خود سيد يحيى به عكا آمد و
--> ( 1 ) . همان ، ص 128 ( 2 ) . همان ، ص 132