فضل الله مهتدى
58
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
سخنها مىنوشت و ترجمانها مىكرد » . « 1 » عبدالبهاء همچنان كه به مدح و ثنا امپراطور انگليس پرداخته بود ، براى تزار روس هم همچنين لوحى نگاشته و در آن از مهربانىهاى تزار روس قدردانى كرده و براى جاودانى بودن فرمانروايى تزار دعا نموده است . « بهايىها هم مات و سرگشته بودند كه چگونه تزار روس كه عبدالبهاء دربارهاش آفرين گفته بود و فرمانروايى جاويد و خوشبختى از برايش خواسته بود گرفتار چنگ زيردستان خود شد و چون اين گروه شيوهشان اين است كه در هر پيشامدى شادمانى كنند و آن را به سود خود بدانند گفتند : براى بزرگى و آيندهى كيش بهايى اين پيشامد سزاوار بود كه چه در روزگار تزار با همهى مهربانىها كه به ما كرد و دست ما را در هر كار بازگذاشت نمىتوانستيم مردمى كه پيرو كليساى ارتدوكس بودند به كيش بهايى بخوانيم . اكنون صدهزار باز خدا را شكر كه از اين پس آشكارا همهى پيروان كليساى ارتدوكس را به اين كيش مىخوانيم . » « 2 » البته در « پيام پدر » چند نكتهى تازه از ارتباط عباس افندى عبدالبهاء با انگليسىها ، درج شده كه مرور آن بىمناسبت نيست . « در الواح ذكر عدالت و حتى سياست دولت فخيمهى انگليس مكرر مذكور ولى حال مشهود شد و فىالحقيقه اهل اين ديار بعد از صدمات شديده به راحت و آسايش رسيدند » . در پاداش اين نكو گويى انگلستان عبدالبهاء را به دريافت نشانى سرافراز كرد . به همراهى اين نشان لقب « سر » را نيز به عبدالبهاء دادند و عبدالبهاء كه تازه آن روز در ميان مردم آنجا به عباس افندى نامور بود به « سر عباس » شناخته شد . روزى به ياد دارم كه در طبريا بوديم ( شهرى است در كنار درياچهى آب شيرين و بيشتر مردم
--> ( 1 ) . پيام پدر ، ص 60 ( 2 ) . پيام پدر ، ص 71