فضل الله مهتدى
51
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
تحتالشعاع قرار دهد . در خاطرات صبحى موارد زيادى از گرفتارى رهبران و مبلغان اين فرقه در اين راستا وجود دارد كه ناگزير به مواردى اشاره مىشود . عباس افندى عبدالبهاء علاوه بر سه زن ، كنيز زيبايى داشت كه همواره آمادهى خدمت بود ! « يك خانه هم در جلو كاخ بهجى داشت و سومين زن ، گوهرخانم كاشى از خويشاوندان ما در آنجا بود و دخترى از بهاء به نام فروغيه خانم داشت . به جز اين سه زن دخترى زيبا به نام جماليه بود كه كنيز پيشگاه و آمادهى درگاه بود » . « 1 » و يا در جاى ديگر از اعزام و تقديم دختران دوشيزه و مهرويان پاكيزه ! براى فرزندان بهاء چنين مىنگارد : « از اين گذشته از بسيارى از شهرهاى ايران دختران دوشيزه و مهرويان پاكيزه براى فرزندان بهاء فرستادند تا هر كدام را كه مىپسندند نزد خود بخوانند و از آنها بود عزيه دختر آقا محمدجواد فرهاد قزوينى كه او را براى عبدالبهاء به عكا بردند ، ولى اين پيوند نگرفت . در اين باره داستانها مىگويند . . . كسانى كه دخترها را به عكا مىرساندند ، برخى از آنها در ميان راه با آنها همدم و همراز مىشدند و از جوانى چنانكه افتد و دانى بهرهمند مىگشتند ! ولى من اين داستانها را اينجا نمىآورم و به شنيدهها كارى ندارم » . « 2 » صبحى در شرح حال خسرو يكى از نزديكان بهاء نوشته است : « ولى خسرو ناتو و زرنگ و باهوش بود ، كار خريد در خانه به دست او سپرده شده و در شام و ناهار ميرزا او را مىآراست . چشمش پاك نبود ؛ گاهى كه در ميان ميهمانان ايرانى دوشيزهاى زيبا يا زن شوهردار با مزهاى مىديد ، با آنها ور مىرفت آن بيچارهها هم دم نمىزدند . روزى عبدالبهاء چند تن از ميهمانان ايرانى را به سراى خود به ناهار خوانده
--> ( 1 ) . پيام پدر ، ص 107 ( 2 ) . همان ، ص 111