فضل الله مهتدى

45

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

زدند و نيمه‌جان از مسجد بيرونش كردند . اين را مىگفت و مىخنديد و ما هم كه مىشنيديم ، خوشمان مىآمد و بر گوينده آفرين مىگفتيم و از نادانى نمىخواستيم و نمىتوانستيم بدانيم كه اين كار خوبى نبوده است . از اين‌گونه كارها بسيار كرده‌اند كه براى نمونه يكى از آنها را كه خودم شنيدم گفتم اگر بخواهم گزارش بسيارى از مردم را كه به دست آنها نابود شدند بگويم به دفترى جداگانه نياز مىافتد . بارى ، خداوند مرا در برابر نابكارى و بدانديشى آنها نگاهدارى كرد تا امروز بتوانم فرزندان خود را به راستى و درستى بخوانم و برو بهره‌ى آزمايش خود را بگويم كه فريب ناكسان را نخورند » . « 1 » ميرزاعلى اكبر رفسنجانى از جمله ديگر مبلغان مشهور بهائى بود كه سرگذشت عبرت‌آورى دارد . وى نيز از جرگه بهائيان رانده شد . در پى آزار و اذيت و تعرض بهائيان گوشه‌ى عزلت اختيار كرد و سرانجام پس از اعراض از بهائيت در زادگاهش درگذشت . « 2 » صبحى در شرح احوال ابن‌اصدق همچنين رفتارى را با وى گزارش كرده است . جالب آنكه خود صبحى هم به گناه خود در آزار و اذيت به ناحق ابن اصدق ، اعتراف مىكند . « 3 » اگر فرزندى از فرزندان بهائيان هم مسلمان مىگشت وضعيت بسيار وخيمى در انتظارش بود . « 4 » در فرقه‌اى كه ملاك قرب اطاعت كوركورانه و ملاك طرد نافرمانى است ، برخوردن به جنايات هولناك امرى سهل و آسان است آن هم از نزديكان رؤساى بهائيت . « 5 »

--> ( 1 ) . پيام پدر ، صص 203 - 201 ( 2 ) . همان ، صص 120 - 122 ( 3 ) . همان ، صص 292 - 294 ( 4 ) . همان ، ص 300 ( 5 ) . همان ، ص 187