فضل الله مهتدى
30
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
برمىخورد و ايارش يك پهلوى مىشد . اينكه مىبينيد نه دلبستگى به پدر دارد و نه اندوه برادر و خواهر مىخورد و نه رنج مادر را در پرورش و نگهبانى خويش به ياد مىآورد و نه دوستان جانفشان را سپاسگزار است ، فرمانها مىدهد كه كار مرد خردمند نيست ، بهانهها مىكرد كه از هوشيارى به دور است ، همه از آنجا سرچشمه مىگيرد . من با شوقى دوست بودم ، در بيشتر گردشها با هم بوديم تا آنكه چند ماه پيش از مرگ عبدالبهاء به لندن رفت . . . » « 1 » و اكنون به قول صبحى : « اين بيچارهها با اين اخلاق و رفتار مىخواهند سرمشق اهل عالم باشند و دنيا را به وحدت برسانند و بساط روح و محبت ! بگسترانند ، بيچارهتر از اينها ، آنها كه خبر از سريرت و خوى درون اين جماعت ندارند و فريب تظاهرات اخلاقىشان را مىخورند . . . . » « 2 » * * * . . . خوانندهى عزيز ! ما فقط شمهاى از مطالب « كتاب صبحى » و « پيام پدر » را براى آگاهى شما در اينجا نقل كرديم ، ولى شما با مطالعهى همهى اين كتاب و پيام پدر ، حقايق بيشترى را دربارهى دزدىها ، خيانتها ، فساد اخلاقىها ، ميگسارىها و كثافتكارىهاى ديگر سران حزب بهائىگرى و مبلغان و اغنام و احباب ، خواهيد يافت و خواهيد ديد كه چگونه مدعيان اصلاح و ارشاد ، خود سر تا پا در لجنزار فساد و انحراف و فحشا غوطهورند . ما در اينجا به مقدمهى خود خاتمه مىدهيم و از شما مىخواهيم نخست « كتاب صبحى » را به دقت بخوانيد و سپس « پيام پدر » را نيز مورد مطالعه قرار دهيد . ما اطمينان داريم كه از اين توصيهى ما متشكر و راضى خواهيد بود . * * * . . . اشاره به اين نكته هم ضرورى است كه چاپ اول تا چهارم اين كتاب به قطع رقعى بود و چاپ پنجم آن به قطع جيبى براى استفادهى عموم ، به قيمت مناسبترى
--> ( 1 ) . همان ، صص 142 - 145 ( 2 ) . كتاب صبحى ( همين كتاب ) ، چاپ چهارم ، ص 205