فضل الله مهتدى
20
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
از صبحى آثار و تأليفات زيادى باقى مانده كه از آن جمله است : كتاب صبحى ( 1312 - 1342 ) ، افسانهها ( در دو جلد 1324 و 1325 ) ، داستانهاى ملل ( 1327 ) ، حاج ملا زلفعلى ( 1326 ) ، افسانههاى كهن ( در دو جلد 1328 و 1331 ) ، دژ هوشربا ( 1330 ) ، داستانهاى ديوان بلخ ( 1331 ) ، افسانههاى باستانى ايران و مجار ( 1332 ) ، افسانههاى بوعلى سينا ( 1333 ) ، پيام پدر ( 1335 ) ، عمو نوروز ( 1339 ) . بعضى از تأليفات او چندين بار تجديد چاپ شده و بعضى هم به زبانهاى خارجى از جمله : آلمانى ، چكى و روسى ترجمه شده است . « 1 » صبحى در آبانماه 1341 شمسى در تهران درگذشت و تشييع جنازهى مفصلى از او به عمل آمد : « از سنا تاريخ پرسيدم نوشت در صباحى عمر صبحى شد به شام « 2 » » !
--> ( 1 ) . مجلهى راهنماى كتاب شمارهى 8 و 9 ، سال پنجم ، صص 825 و 826 ( 2 ) . متن كامل مرثيهى استاد جلال همايى در مرگ صبحى چنين است : مهتدى هادى آن ( صبحى ) كه بود عارفى پاكيزه جان ، روشن روان در رموز مثنوى خوانى وحيد روز عمرش چون بشام آمد بخفت گفت بس افسانه تا در خواب رفت از سلام بچهها ، بر بست لب از زبان پاك فرزندان او كاى پدر ، اى قصهگوى مهربان اى زبان تو كليد گنج پند تا تو لب بستى زگفتار ، اى دريغ بلبل داستانسرا بودى ، چرا خود مگر در دام تن بودى اسير ما زهجر تود عمين و سوگوار در جواب هر سلامت ، هر دمى الغرض چون صبحى از ساقى مرگ از سراى عاريت بر بست رفت صبح عمر او بشب پيوست و رفت اصلش از كاشان و فضل الله نام ناطقى چيره زبان شيرين كلام در فنون قصهپردازى تمام آرى ، آرى خواب آيد وقت شام خفتنى كش تا ابد نبود قيام شد روان زى جنت دارالسلام مىرسد بر گوش او اينك پيام از چه ناگه لب فروبستى بكام اى مهين اندرزگوى خاص و عام ذوالفقار حيدرى شد در نيام گشتهاى خاموش ايدون بردوام تن رها كردى برون جستى زدام تو بوصل دوست گشته شادكام باد بر تو صد درود و صد سلام در صبوحى صبحدم بگرفت جام در جهان عافيت بگشاد گام در حجاب غيب چون مه در غمام از « سنا » تاريخ پرسيدم ، نوشت در صباحى عمر صبحى شد بشام