فضل الله مهتدى
16
خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )
امر موافقت نمود . . . سپس استاد تلفن را به من داد و با مرحوم « صبحى » ، « معارفه تلفنى » به عمل آمد و او موافقت خود را با چاپ و نشر كتاب ، به اينجانب نيز اعلام نمود . . . . . . مدتها گذشت و صبحى به رحمت خدا پيوست . . . و من در تابستان 1343 كه در تبريز بودم ، به مرحوم « ابراهيم جسيم » مدير كتابفروشى « سروش » پيشنهاد كردم كه « كتاب صبحى » را چاپ كند « 1 » و او هم پذيرفت و كتاب در چاپخانه « علميه » به مديريت مرحوم ظفرنيا ، كه همسايه ما ، در خيابان تربيت تبريز بود ، در قطع رقعى و 228 صفحه ، با مقدمهاى از اينجانب ، چاپ و منتشر گرديد و مورد استقبال عموم قرار گرفت و يك سال بعد تجديد چاپ شد . . چاپهاى سوم و چهارم كتاب ، در قطع جيبى ، در سال 1351 در قم منتشر شد و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، به علت عدم فعاليت فرقه مزبور در ايران ، ضرورتى بر تجديد چاپ ديده نشد ! . . . تا آنكه در اين اواخر ، در تلويزيونهاى ماهوارئى لوس آنجلس ، ديدم كه برنامههايى تحت عنوان « دين بهايى » ! ، توسط عناصرى كه به فارسى صحبت مىكردند ! ، در تبليغ افكار اين فرقه پخش مىگردد . و از سوى ديگر طبق اطلاعات به دست آمده ، فعاليت زيرزمينى اين فرقه در « ايران » هم از نو آغاز شده و در جمهورى « آذربايجان » نيز به فعاليت علنى پرداخته و در « عراق » پس از اشغال توسط آمريكايىها ، كتابهاى بهايىگرى توزيع مىشود و در « مصر » هم ، عليرغم مخالفت الازهر ، دادگاهى به آزادى تبليغ بهايىگرى رأى داده است - البته در مصر هنوز تبليغ رسمى تشيع ممنوع است ! - و در جاهاى ديگر نيز ، اين فرقه به فعاليتهاى گستردهاى مشغول شده است كه بىترديد در راستاى اهداف اسلامزدايى طرح
--> ( 1 ) . من تابستانها هر سال به تبريز مىرفتم و دو سه ماهى كه در آنجا بودم ، كتابهايى از علامه شيخ محمد حسين كاشفالغطاء و مهندس بازرگان و سيدجمال الدين اسدآبادى و ديگر بزرگان توسط « سروش » و نشر « سعدى » منتشر مىساختم كه بعدها بعضى از اين كتابها بهويژه آثار مرحوم بازرگان ، جزء پرونده ما شد ! ! !