عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

326

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

رفاه و ثروت‌اندوزى و حكمرانى ، نصيب آنان گرديد ، در واقع كربلا ، نردبان حزب و مَناصبى براى جاه‌طلبان گشت و چنان شد كه شاعر گفته است : كعصفورهء فى كف طفل يهينها * تذوق مرار الموت والطفل يلعب بسان يك گنجشك در دست كودكى كه او را خوار و كوچك مىشمارد و در حالى كه گنجشك ، طعم تلخ مرگ را مىچشد ، كودك سرگرم بازى خويش است . آرى ، كودك ، بازى خود را مىكند و از درد و رنج گنجشك در مشت خويش ، احساسى ندارد . با اينكه كربلا در دوران عثمانى و در زمان اشغال و حتى در دولت ملّى كنونى ، مقدّس و مورد احترام بوده و هست ؛ ولى متأسفانه جوانان محرومى كه به مال و ثروت و موقعيت و مقام ، چشم دوخته بودند ، كار آن را خوار و سبك شمردند . آيا از شگفتىهاى روزگار در تاريخ حائر مقدس نيست كه فرماندار ، گروهى را مركب از مديران حرمين شريفين و سرشناسان محلّ ، تشكيل دهد و سپس آنان را از شهرى به شهر ديگر ، گسيل دارد تا براى تعمير و مرمّت بارگاه امام حسين ( ع ) اعانه جمع‌آورى كنند ؟ ! اين كار ، اهانت به اين بارگاه شريف و جسارت به دولت محترم است ؛ زيرا كى و در چه زمانى ، حكومت از آغاز پيدايش خود تا امروز ، از تعمير و اصلاح عتبات مقدسه ، چه از محلّ درآمد نفت يا ماليات يا موقوفات و يا غير اينها ، كوتاهى كرده است . آيا تمام تعميراتى كه طى اين مدّت صورت گرفته ، توسط حكومت نبوده است ؟ بنابراين ، اعزام هيئت و درخواست كمك و اعانه از اينجا و آنجا ، براى چيست ؟ معنى و مفهوم اين كار ، اين است كه حكومت مركزى اقدامى انجام نداده يا نمىدهد و اين ، تهمت و افترا و در حقيقت ناديده گرفتن خدمات و خوبىهاست ؛