عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

275

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

تاريخ‌نويسان ، نقل كرده‌اند - توفيق مراحل قبلى را به دست نياورد . شيخ طوسى ( قدس سره ) در كتاب امالى با سند خود از قاسم بن احمد ، پسر معمّر اسدى كوفى كه از دانشمندان سيره ( شرح حال‌نويسى ) مىباشد ، روايت كرده كه : جعفر متوكّل ، پسر معتصم عباسى با خبر شد كه مردم عراق ، براى زيارت قبر مطهر امام حسين ( ع ) در سرزمين نينوا ، گرد آمده‌اند و گروه زيادى به كنار تربتش رسيده‌اند . لذا يكى از فرماندهان خود را با سپاهيان بسيار ، فرستاد تا زائران قبر مطهر امام حسين ( ع ) را متفرق كنند و مردم را از زيارت آن حضرت و گرد آمدن در اطراف قبر شريفش ، باز دارند . فرماندهء متوكّل با سپاهيان خود ، رهسپار منطقه شد تا فرمان متوكّل را اجرا كند ، ولى مردم عراق ، براو شوريدند و محاصره‌اش نمودند و به وى گفتند : حتى اگر تا آخرين نفر هم كشته شويم ، بازماندگان ما از زيارت امام حسين ( ع ) ، دست نخواهند كشيد و بدين‌گونه ، راز و رمز مقاومت جانانهء خود را ، آشكار ساختند . فرمانده متوكّل ، عين جريان را طى نامه‌اى ، گزارش داد . متوكّل نيز در جوابش نوشت ، زائران را به حال خود رها كند و در حالى كه تظاهر به مأموريت جديد مىنمايد ، راهى كوفه شده ، به بغداد بازگردد . كار بر اين منوال ، سپرى گشت تا سال 240 ه ، فرا رسيد در حالى كه اين رويداد ، به سال 237 ه مربوط مىشود . « 1 » از اين روايت نيز مانند گزارش‌هاى ابن سبكى و قرمانى ، روشن مىشود كه فرمانده ، دستور متوكّل را مبنى بر تخريب قبر مطهر امام حسين ( ع ) در سال 237 ه ، اجرا كرده است ؛ حقيقتى كه بر بازسازى ساختمان آن ، بعد از ويرانى سال 236 ه چنان‌كه پيش‌تر گفته شد ، دلالت مىكند .

--> ( 1 ) . شيخ طوسى ، امالى ، ص 209 ؛ بحارالانوار ، ج 10 ، ص 296 ؛ ناسخ التواريخ ، ج 6 ، ص 438 ؛ تظلّم الزهراء 3 ، صص 217 - 218 ؛ شرح الشافيه ، ص 208 ؛ اعيان الشيعه ، ج 4 ، ص 287 .