عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
273
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
متوكل دستور داد ، قبر امام حسين ( ع ) و خانههاى اطراف آن را ، ويران سازند و محلّ آنها را كشت و زرع نمايند و مردم را از زيارت آن ، بازداشت و آنجا به دشت و صحرا ، بدل گشت . لذا مسلمانان از اين كار متوكّل ، رنجور و متأسف شدند و مردم بغداد ، بر ديوارهاى شهر به نام او ، ناسزا نوشتند و دعبل خزاعى و برخى ديگر از شاعران ، به هجو و تمسخر وى پرداختند . چند بيت زير از جمله شعرهايى است كه در هجو متوكل ، سروده شده است : تالله ان كانت أميهء قد أتت * قتل ابن بنت نبيها مظلوما فلقد أتاه بنو ابيه بمثله * هذا لعمرك قبره مهدوما أسفوا على ان لايكونوا شاركوا * فى قتله فتتبعوه رميما به خدا سوگند ! اگر بنى اميّه ، فرزند دختر پيامبر خود را مظلومانه سربريدند ، به يقين عموزادههاى او نيز چنان كردند . اين بار به جان تو سوگند ! آرامگاهش را ويران ساختند ، متأسف از اينكه با بنىاميّه ، در كشتنش شريك نبودند ، به كاويدن آرامگاه و پارههاى پيكرش پرداختند . مخالفت عمومى جوامع اسلامى با متوكّل و كارهاى ظالمانهء او ، توهين و تحقير وى را به جايى رساند كه « على بن عباس رومى » ، شاعرى كه به « ابن رومى » شهرت دارد ، قصيدهاى بلند در نكوهش همهء زمامداران بنى عباس سروده ، ضمن فرو ريختن شعلههاى خشم خود برسرآنان ، به مرثيهسرايى براى سادات علوى ، پرداخته و به شكافتن قبر مطهر امام حسين ( ع ) به دست متوكّل ، اشاره كرده است . مطلع اين قصيدهء طولانى ، از اين قرار است : امامك فانظر أى نهجيك تنهج * طريقان شتى مستقيم واعوج پيش رويت را نظاره كن ! به كدام راه مىروى ؟ راه راست و مستقيم ، يا راه كج و انحرافى ؟ ! . . .