عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
262
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
گويا بازماندگان تو ، بيمناك بودند كه مبادا ، شيعيان على - درود خدا بر او باد - قبر تو را بشكافند ؛ به همين جهت در كنار اين امام بزرگوار كه از فرزندان على ( ع ) است ، تو را به خاك سپردند تا قبر تو ، بعد از مرگت از شناخته شدن و مورد تحقير و توهين قرار گرفتن ، در امان بماند . اين از شگفتىهاى روزگار است كه نوباوههاى على ( ع ) به دستگاه طويل و عريض تو ، پناه آورند و تو ، آنان را در تنگنا قرار دهى ، حال آنكه بستگان تو در جستوجوى جايى برآيند تا از تن بىجان صاحب آن دستگاه طويل و عريض ، بعد از مرگش محافظت نمايد و آن را در آرامگاه يكى از همان پناهجويان بىآرام و قرارى كه از شرّ دستگاه ظالم و ستمگر تو ، آواره شهرها مىباشند ، بيابند ! « 1 » درست است كه اين حقيقت از چشم نويسندگان معاصر ، دور نمانده است ؛ امّا مقايسه اين دو حالت متفاوت ، مدّ نظر شاعران پيشين و حتى دوران خود هارون الرشيد نيز قرار داشته است . چنانكه شاعر مشهور دعبل خزاعى ، وقتى از شهادت امام رضا ( ع ) آگاه مىشود ، اين دو حالت متفاوت را در چند بيت به شرح زير ، به تصوير مىكشد : أربع بطوس على قبر الزكى به * ان كنت تربع من دين على فطر قبران فى طوس خير الناس كلهم * و قبر شرهم هذا من العبر ما ينفع الرجس من قبر الزكى و ما * على الزكى بقرب الرجس من خور هيهات كل امرىء رهن بما كسبت * له يداه فخذ ما شئت أو قذر « 2 » در شهر طوس و برآرامگاه آن پاكيزه سرشت ، درنگ كن . اگر به راستى بر ديانت فطرى ، پايدارى . در شهر طوس ، دو آرامگاه وجود دارد ؛ يكى آرامگاه سرآمد همهء
--> ( 1 ) . مجلّه الهلال ، شماره اكتبر سال 1947 م ، ص 25 ، مقالهء « گفتگو با هارون الرشيد » نوشته استاد محمود العّقاد . ( 2 ) . عيون اخبار الرضا 7 ، ص 360 .