عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

254

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

ساختمانى برفرازش ، گنبدى افراشته * همچنين ، سقفى كه بودستى پناه زائران رشك منصور دوانيقى سبب شد تا كه او * بركَنَدْ اسُّ و اساس محكم اين ساختمان « 1 » كار منصور دوانيقى ، سرمشق جانشينان وى شد و هارون الرشيد و پس از او متوكّل ، راه او را ادامه دادند . ظلم و ستم منصور دوانيقى و پرده‌درىهاى او به جايى رسيد كه عالمان دينى به مقابله شديد با وى ، برخاستند و دونفر از پيشوايان چهار مذهب زمان منصور به نام‌هاى « ابوحنيفه » و « مالك بن انس » ، براى اهل مدينه فتوا دادند ؛ بيعتى كه منصور دوانيقى براى خود گرفته ، چون از روى رضا و رغبت نبوده و با زور و اجبار گرفته شده است ، بيعت صحيح شرعى نيست . حتى ابوحنيفه از اين فراتر رفته و با جرأت و جسارت تمام ، افزوده است : هرگاه منصور و امثال او ، درصدد ساختن مسجدى برآيند و از وى ( ابوحنيفه ) بخواهند ، آجرهاى آن را شمارش كند ، هرگز دست به چنين كارى نمىزند ؛ زيرا آنها فاسق‌اند و فاسق ، صلاحيّت امامت و رهبرى ندارد . اين فتوا در نظر بيشتر مفسرين با آنچه در قرآن كريم آمده ، مطابقت دارد ؛ آنجا كه خداى متعال به ابراهيم خليل ( ع ) ، فرمود : ( ) ؛ « تو را امام و پيشواى مردم ، قرار دادم . » حضرت ابراهيم ( ع ) پرسيد : ( ) ؛ « و از فرزندان من نيز ؟ » ، خداى متعال فرمود : ( ) ؛ « پيمان من ، ستمگران را شامل نمىشود ! » ( بقره : 124 ) اين خبر به منصور دوانيقى رسيد و ابوحنيفه را دستگير كرد و به زندان افكند و آن‌قدر او را در زندان نگاه داشت تا از دنيا رفت ؛ ابوحنيفه سختى و تلخى زندان را به خاطر اين فتوا كه به گفتهء علامه مجلسى ( قدس سره ) در كتاب

--> ( 1 ) . مجالى الطف ، ص 29 .