عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

246

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

نمىگشت ، لذا با ياران نزديك خود ، مشورت كرد كه نظر آنان ، پناهندگى به حرم امام حسين ( ع ) بود . به همين جهت ، مرجان ، همه چيز خود را برداشت و به كربلا گريخت . سلطان اويس نيز پيروزمندانه ، وارد بغداد شد . ابن كثير شامى ، اين مطالب را عيناً ، نقل كرده و گفته است : و در اين ماه ( شعبان سال 767 ه ) خبر رسيد كه سلطان اويس ، پسر شيخ حسن جلايرى پادشاه عراق و خراسان ، بغداد را از مرجان سركش كه كارگزار وى در آنجا بود و از فرمان سلطان سرپيچى نمود ، بازپس گرفت . زيرا او با سپاه گرانى ، رهسپار بغداد گرديد و مرجان پا به فرار گذاشت و سلطان اويس ، فاتحانه به بغداد درآمد و آن روز ، ديدنى بود . « 1 » مرجان نيز با فرار از بغداد ، به كربلا رفت و به حرم امام حسين ( ع ) ، پناه برد و با مال و ثروت خود ، به ساخت و ساز يك مناره تك در گوشه شرقى حائر - كه به « مناره عبد » ، مشهور است - و يك مسجد در كنار آن ، مبادرت كرد و املاك خود در بغداد ، كربلا ، رحاليّه ، عين التمر و غير آن را وقف حرم امام حسين ( ع ) نمود تا در آمد آنها ، صرف مناره و مسجد منسوب به وى گردد . وقتى سلطان اويس از حقيقت كار مرجان ، آگاه شد و دانست كه او ، تمام دارايى خود را به حرم امام حسين ( ع ) بخشيده است ، از مجازات او صرف‌نظر كرد و دستور داد ، وى را حاضر كردند و مرجان را به خاطر كارهاى نيكش ، مورد تكريم و احترام قرار داد و پست و مقامش را به او باز گرداند . ابن‌كثير شامى به دليل هم‌زمانى با سلطان اويس و مرجان و آگاهى از حوادث و رويدادهاى آن زمان با ديدن و شنيدن - چه اينكه هفت سال بعد از آن حادثه ، درگذشته است - اين مطلب را به صورت خلاصه و كوتاه ، نقل كرده و گفته است :

--> ( 1 ) . البدايه والنهايه ، ج 14 ، ص 320 .