عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
215
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
با محافظين ترك متوكّل در قتل پدرش ، همراه شد ، طعم آزادى را نچشيدند . محافظين ترك متوكّل در ماه شوّال سال 247 ه ، او را كه مورّخين « نِرِون عرب » توصيف كردهاند ، به قتل رساندند . پسر متوكّل ، جز از روى غيرت و حميّت ، نسبت به خاندان پيامبر اكرم ( عليهم السلام ) ، دست به خون پدرش نيالود . چه اينكه متوكّل به نقل ابن خلّكان و مورخين ديگر ، بغض شديدى نسبت به على ( ع ) و فرزندان او ، امام حسن و امام حسين ( ع ) داشت و كربلا و خانههاى آن و هرچه را به حرم امام حسين ( ع ) ، مربوط مىشد ، از پايه و اساس خراب كرد . او دستور داد محل قبر امام حسين ( ع ) را شخم بزنند ، بذرپاشى كنند و آب بر آن ببندند و مردم را از رفتن به كربلا و زيارت قبر مطهر ، باز دارند . « 1 » آنچه منتصر را برابر نقل ابن شهر آشوب در كتاب « مناقب » ، براى كشتن « نِرِون عرب » « 2 » مصمّم نمود ، اين است كه شنيد پدرش ، نسبت به فاطمه زهرا ( س ) بدگويى مىكند . منتصر كه نتوانست تحمل كند ، قتل پدرش را با عالِمى در ميان گذاشت . آن عالِم گفت : كشتن متوكّل ، واجب است ؛ ولى هركس پدر خود را به قتل برساند ، عمرش كوتاه مىشود . منتصر عرض كرد : اگر با كشتن متوكّل ، خدا را اطاعت مىكنم ، باكى ندارم كه عمرم ، كوتاه شود و تمام اين حوادث ، در مدت دو روز اتفاق افتاد . « 3 »
--> ( 1 ) . ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 455 . ( 2 ) . ر . ك : سيداميرعلى ، تاريخ العرب ، ص 247 . وى متوكّل را به « نيرون العرب » ملقّب نموده است ؛ [ البته نرون ، امپراطورى روم و ضرب المثل بىرحمى و سنگدلى است است . ر . ك : المنجد فى اللغه ، بخش اعلام ] . ( 3 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 190 ؛ بحارالانوار ، ج 10 ، ص 296 .