عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

210

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

براى جلوگيرى از زيارت زائرانى كه رهسپار كربلا مىشدند ، اطراف آن را به محاصرهء خود در آورده بودند . اين ساختمان و مسجد تا انقراض دولت بنىاميه و مدتى از خلافت بنىعباس ، همچنان پايدار ماند و قبر مطهر امام حسين ( ع ) در تمام اين مدت از هرگونه بىحرمتى ، در امان بود . زيرا دولت بنىعباس از يك سو ، سرگرم استوارسازى پايه‌هاى دولت خود شدند و از جانب ديگر به سركوب داعيانى پرداختند كه در همان آغاز از ميان بنى عباس به پا خواستند و خواستار بازگرداندن خلافت به صاحبان اصلى آن ؛ يعنى خاندان پاك و مطهر پيامبر اكرم ( ص ) بودند . با آگاهى از اين حقيقت كه خواستاران بازگشت خلافت به صاحبان اصلى آن ، اهل خراسان بودند و بيشتر آنان - اگر نگوييم تمامشان - از ياران و هواداران سادات علوى به شمار مىرفتند . همين كه قدرت و سلطنت بنىعباس ، استوار گشت و توان سركوبى شورش‌هاى داخلى و پيروزى قطعى بر دشمنان خود را به دست آوردند ، دشمنى پنهان خود با فرزندان ابوطالب و شيعيان آنها را آرام آرام و نخستين بار در دوران سفاّح ، آشكار ساختند . سپس به‌طور علنى در دوران منصور دوانيقى كشتار دسته‌جمعى بزرگان و سرشناسان از ذريّهء امام حسن مجتبى ( ع ) شدّت يافت . اين آتش كينه و دشمنى ، براى مدتى در روزگار مهدى و هادى عباسى ، فروكش كرد ، امّا ناگهان در دوران هارون الرشيد ، با تمام قوّت و شدت شعله‌ور شد و دامان سادات علوى را در هر جا و در هر شرايطى كه بودند ، گرفت . هارون الرشيد با بدترين و شديدترين وجه ممكن با آنان برخورد نمود و در نتيجه ، سران آنان را به زندان افكند ؛ به عزيزانشان ، بىحرمتى روا داشت و بزرگان ايشان را مورد اهانت قرار داد . كينه شديد او نسبت به على ( ع ) و فرزندان آن بزرگوار از زنده و مرده ، وى را بر آن داشت تا در اواخر عمر ننگين خود ، دستور