عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
190
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
كربلا ، گردهم مىآيند و عدّهء بىشمارى به ويژه از شهرهاى گوناگون كشور عراق از شمال تا جنوب ، با تشكيل دستههاى بزرگ عزادارى به نام « مواكب الانصار » ؛ « كاروانهاى كمك و يارى » كه تعداد همراهان هر دسته از پانصد تا هزار نفر است ، كربلا را زيارت مىكنند . هر دسته عزادارى با غم و اندوه عميقى كه در چهرهها آشكار است ، آرام و متين و با سروپاى برهنه ، بيرون مىآيند ؛ در حالى كه به نشانه عزادارى ، لباس سياه برتن دارند و اشك مىريزند و برسرو صورت خود مىزنند و به پيامبر اكرم ( ص ) ، كشته شدن سبطش امام حسين ( ع ) را ، تسليت و تعزيت مىگويند و آن را نشانهء جور و جفاى امت ، نسبت به آن حضرت مىشمارند . آنان پرچمهاى سياهى را كه علامت سوگوارى است و نام هر دسته و شهرى را كه دسته به آن تعلق دارد با خط قشنگ و خوانا بر آن نوشته شده است ، پيشاپيش هر دسته به حركت در مىآورند . اين حزن جانكاه و اندوه بزرگ و عميق فقدان شهيدان است كه در سينهء احمدامين مصرى ، نويسنده كتاب « فجر الاسلام » پيچيده و به فرياد دردناكى مبدّل گرديده است كه : « شيعيان ، مذهب خود را با اندوهى عميق ، رنگآميزى كردهاند » . زيرا در ماجراى عاشورا چيزى جز رسوايى آشكار ، براى دولت مقتدر بنىاميّه به چشم نمىخورد . شيعيان مراسم بزرگ سوگوارى در روز اربعين را به دو جهت برگزار مىكنند : الف ) به عنوان رسيدن اهل بيت عصمت و طهارت به كربلا ، در راه بازگشت به مدينه در چنين روزى ؛ در حالى كه جابربن عبدالله انصارى و تنى چند از بنىهاشم ، در ورود به كربلا و زيارت امام حسين ( ع ) در همين روز ، بر آنان سبقت گرفته بودند . ب ) اينكه سر مبارك امام حسين ( ع ) به بدن شريفش منتقل شده و اين زيارت ، به