عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )

115

تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )

فصل سوم : حائر مقدس و نقش آن در دنياى اسلام قتل امام حسين ( ع ) و دفن آن حضرت در كربلا - آن بارگاه قدسى - با هدف اصلى حزب اموى در به انحراف كشاندن اسلام ، سازگار نيفتاد . « 1 » زيرا حائر ، در حالى

--> ( 1 ) . از كارهاى زياد بنىاميّه و توطئه‌هاى آنان براى وارونه ساختن دين مبين اسلام ، يارى خواستن ابوسفيان از روميان و تحريك آنها بر ضدّ مسلمانان ، در جنگ يرموك بود . عبدالله بن زبير با چشم خود ديد كه وقتى روميان به مسلمانان هجوم آوردند ؛ ابوسفيان به آنها گفت : « بشتابيد ، اى فرزندان نژاد زرد ! » و چون مسلمانان ايشان را فرارى دادند ، ابوسفيان اظهار داشت : « و فرزندان نژاد زرد ، همان شاهان كشور روم هستند كه اثر قابل ذكرى از آنان باقى نمانده است ( النزّاع و التخاصم مقريزى ، ص 29 ) . مورد ديگر فراخوانى بنىاميه ، توسط وى و پرده‌درى آشكارش نسبت به اصول اسلامى در روزى كه عثمان به خلافت رسيد و داخل شدن ايشان به خانه عثمان بعد از او ، تا خانه آكنده از آنان شد . سپس درها را بستند و ابوسفيان بن حرب پرسيد : آيا غير از فرزندان اميه ، كسى در ميان شما هست ؟ جواب دادند : نه ، ابوسفيان گفت : اى فرزندان اميه ! حكومت را چونان توپ به بازى بگيريد و آن را به يكديگر پاس دهيد ؛ سوگند به كسى كه ابوسفيان به او قسم ياد مىكند ! نه عذابى هست و نه حساب و نه بهشتى و نه آتشى و نه زنده شدن پس از مرگ و نه قيامتى ! ! در اين لحظه عثمان ، دهان او را بست و به خاطر سخنانش ، سرزنشش كرد و دستور داد از خانه ، بيرونش كنند . ( شرح نهج البلاغه 2 / 400 ) هنگامى كه خلافت عثمان بن عفّان ، قطعى شد ؛ ابوسفيان كنار قبر حمزه سيّد الشهدا رفت و بر آن لگد زد و گفت : اى حمزه ! آنچه ديروز بر سر آن با ما مىجنگيدى ، امروز به چنگش آورديم و ما به آن ، از فرزندان تيم وعدى سزاوارتريم . ( النزّاع و التخاصم ، ص 57 ) بىگمان پيامبر خدا 9 ، در هفت مورد ابوسفيان را لعنت كرده است و آخرين آنها ، در روز عقبه بود كه شتر آن حضرت را رم دادند . آنها 12 نفر بودند كه يكى از آنها ، ابوسفيان بود . ( شرح نهج البلاغه 2 / 102 ) كارهاى ديگر فرزندان اميّه ، مثل روز روشن است و فرصت پرداختن به آنها نيست .