محمدصادق نجمى

71

حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )

آنگاه دست دعا وتضرّع به آسمان گرفت واز خداوند يارى طلبيد : « أللّهم إن تهلك هذه العصابة لم تعبد بعد . . . » . « خدايا اگر اين گروه كم ، در اين جنگ از بين بروند ، در روى زمين كسى تو را نخواهد پرستيد . . . » سپس مشتى خاك از زمين برداشت وبه سوى سپاه شرك پاشيد وفرمود : « شاهت الوجوه » ؛ « رويتان سياه باد ! » « 1 » حملهء دشمن ودفاع حضرت حمزه در اين ميان ، « اسود مخزومى » كه مردى شرير وهتّاك بود ، ناگهان از سپاه قريش جدا شد . أو در حالي كه به سوى سپاه اسلام در حركت بود ، فرياد برآورد : « من با خداى خود عهد كرده‌ام كه از حوض اينها آب بخورم . به خدا ، يا بايد آن را خراب كنم ويا در كنارش بميرم . » اينجا بود كه پيش از همه ، حمزةبن عبدالمطّلب بر وى تاخت وبىدرنگ پايش را قطع نمود . أو در حالي كه يك پايش را از دست داده بود ، براي اجراى تصميم خود به سوى حوض جست وخيز مىكرد كه حمزه مجال نداد وأو را با شمشير ديگرى از پاى درآورد . « 2 »

--> ( 1 ) . الروض الأُنُف ، ج 2 ، ص 38 ؛ تاريخ ابن كثير ، ج 3 ، ص 272 ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 194 ؛ الروض الأُنُف ، ج 2 ، ص 38 ؛ تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 378