محمدصادق نجمى
59
حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )
وصورت أبو لهب ريخت . « 1 » وبا اين اقدام ، آن حالت غرور ونخوت أبو لهب را در ميان سران قريش در هم شكست وبراي دوّمين بار ، حمايت خويش از پيامبرخدا را اعلان وزبونى سردمداران كفر را برملا كرد . وبدينگونه ، تفاوت دو برادر ودو عموى پيامبر در آن برههء حساس ظاهر شد ؛ حمزه در قلّهء رفيعى از قلّههاى نور ، كه وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ . وأبو لهب در أسفل السافلين وبدترين انحطاط ؛ تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ * ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَما كَسَبَ * سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ . پيمان برادرى واخوّت ميان حمزه وزيد بن حارثه پيامبر خدا آنگاه كه به مدينه هجرت كرد وناقهء آن حضرت در محلى كه به دو طفل يتيم از قبيلهء بنىالنجّار تعلّق داشت زانو زد ، در اين مكان اقدام به ساختن مسجد نمود . حمزه كه پيش از پيامبر به همراه تعدادى از مسلمانان به مدينه هجرت كرده بود ، در ساختن مسجد به آن حضرت يارى داد . رسولاللَّه آنگاه در ميان صحابه عقد اخوّت بست وفرمود : « تآخوا في اللَّه أخوين أخوين » ؛ « در ميان خود هر دو نفر با هم پيمان اخوّت ببنديد . » در اين هنگام بود كه دست علي عليه السلام را گرفت وفرمود : « هذا أخي » سپس به چهرهء عمويش نگاه كرد و
--> ( 1 ) . الكامل ، ج 2 ، ص 47